-
نوشابۀ گازدار تقدیم تو باد
یکشنبه 10 اسفند 1404 14:30
ای فاعل همیشگی مادر وطن یک خرده صبر، یک نمه روغن اقلکن آن مردها که یکسره از پشت می کنند اول درون کون تو انگشت می کنند این ها که در تو شیشۀ نوشابه می کنند نامردها نه شست، نه سبابه می کنند این شعر دارد آن طرفی می رود که من می ترسم از اوین و طریق الخروج عن گه خورده ام که شعر... غلط کرده ام که... آه ! موساد...؟ نه، به جان...
-
حسین نفهمیده
یکشنبه 10 اسفند 1404 14:29
رهبر ما آن نوجوان سیزده ساله ای است که زیر تانک می رود، بدون این که بداند تانک دقیقاً یعنی چی. امام خمینی حسین نفهمیده ظاهراً این حسین فهمیده معنی تانک را نفهمیده فکر کرده که تانک هم حاجی است رفته زیرش گرفته خوابیده بعد دیده که اوووخ، تا حالا حاجی او را چنین نگاییده چیز حاجی کجا و لولۀ تانک لوله را تا چشیده لرزیده...
-
آخرین خندۀ من
یکشنبه 10 اسفند 1404 14:28
شرمندۀ یاران خراسانی خویشم مقام معظم رهبری آخرین خندۀ من خنده پژواک دل انگیزترین آزادی است مایۀ ناب ترین آبادی است مرد وقتی می خندد آزاد است شهر وقتی می خندد شادآباد است تو که شرمندۀ یاران خودی قاتل خندۀ من هم هستی آخرین خندۀ من یادم نیست هیچ شرمندۀ من هم هستی؟
-
آن شیخ که با هر عمل و هر سخنش
شنبه 9 اسفند 1404 23:06
آن شیخ که با هر عمل و هر سخنش شاشیده و ریده است توی وطنش ...یر همۀ مردم خر...یر وطن در کون و کس و دهان و لاپای زنش
-
طوفان که به دشت ها شبیخون بزند
شنبه 9 اسفند 1404 23:05
طوفان که به دشت ها شبیخون بزند هر سرو که خم نمی شود می شکند تعظیم نمی کنم به بادی، بگذار تا از بن و بیخ ریشه ام را بکند
-
تا دقیقاً پانزده سال دگر
شنبه 9 اسفند 1404 23:04
تا دقیقاً پانزده سال دگر گر بماند این حکومت روی پا بنده خوشبینانه تخمین می زنم – البته با عرض پوزش از شما – می رود در کون هر ایرانی ای حاصل جمع تمام ...یرها
-
خواب شیرین
شنبه 9 اسفند 1404 23:03
در لباس روز میلاد خودش با همان ناز خداداد خودش سویم آید رام و شورانگیز و مست چون عروسی سوی داماد خودش می خرامد مثل کبکی خوش خرام می نشیند پیش صیاد خودش می زداید از دل من زنگ غم با طنین خندۀ شاد خودش این چنین شیرین شهر قصه ها می رود در خواب فرهاد خودش
-
نعرۀ گربۀ گیرافتاده
شنبه 9 اسفند 1404 22:22
بین حکام وطن جانوری نیست که نیست گرگ و کفتار و سگ و جغد و خری نیست که نیست شیخ ما مثل زن بولهب است: از دستش کون خونین شدۀ شعله وری نیست که نیست توی حلقوم گشادی که فقیهان دارند بخشی از نان شب کارگری نیست که نیست توی هر حوزۀ علمیه که دایر شده است روبه سگ پدر خرحشری نیست که نیست توی آن کاخ که هر شیخ بلایی دارد نازنین...
-
از آن رو طینتی از خاک داری
شنبه 9 اسفند 1404 22:21
از آن رو طینتی از خاک داری که باید در خودت یک گل بکاری از آن رو اشک در چشمت نهادند که در پای گلت خوش خوش بباری
-
همه چی ممکن است، هنگامی
شنبه 9 اسفند 1404 22:20
همه چی ممکن است، هنگامی که ندانی چه چیز می گویی حرف تو منطقی است... البته توی سبک رئال جادویی
-
گل سرخ باغ بالا
شنبه 9 اسفند 1404 22:19
لذتی وحشی رخوتی شیرین مشت لرزانم می رود پایین خون عرق کرده که باید حالا به گل سرخ شکوفا شدنت فکر کنم ولی آن قدر تو پاکی لیلا که خجالت زده باید به تنت فکر کنم
-
النکاح سنتی
جمعه 8 اسفند 1404 12:43
خواهر خانم دماغی پای منبر رفته بود دیدن او کار دست شیخک کس لیس داد شیخ از آن بالای منبر با دو چشم برزخی سایز ساق و ران و کون و سینه را تشخیص داد النکاح سنتی و حاج خانم صیغه شد تا اذان ظهر پس فردا به او سرویس داد بانگ هل من ناصری، لبیک هل من فاکری پرسش لب تشنه ای را یک جواب خیس داد خواهر بیچاره اهل کوفه هم اصلاً نبود...
-
لب تشنۀ آن خیال قبل از خوابم
جمعه 8 اسفند 1404 12:41
لب تشنۀ آن خیال قبل از خوابم آن دم که تو را کنار خود می یابم شاداب ترین یاس زمین خواب من است کز بوسۀ شب به خیر تو سیرابم
-
کار را یک مرد اگر دیدی نکرد
جمعه 8 اسفند 1404 12:40
کار را یک مرد اگر دیدی نکرد شک نکن یک مرد دیگر می کند چون همین طوری است که هر دختری عفتش را یاس پرپر می کند
-
آبی گمشده
جمعه 8 اسفند 1404 12:40
با هر دقیقه عقربه تکرار می شود روی نگاه گنگ من آوار می شود یک ثانیه، دو ثانیه، سه... سه، چهار، پنج ... ساعت سکوت می کند و تار می شود منقل، زغال، بنگ، دو لیوان عرق سگی عیسی کجاست؟ معجزه انگار می شود هر شب به سوگواری خود گریه می کند مردی که مرده است... و بیدار می شود در بارگاه قدس که جای ملال نیست حتی صدای گریه اش انکار...
-
نیمۀ پر لیوان
پنجشنبه 7 اسفند 1404 11:12
گرچه سی سانتِ چیز در کون است گرچه کون تو غرقه در خون است مثبت اندیش باش دوست من پنج سانتش هنوز بیرون است
-
بود و انگار نبود
پنجشنبه 7 اسفند 1404 11:11
تب کرده و سرمازده و خواب آلود ها کرد میان پنج انگشت کبود وارفت کنار جوی و چشمانش را بر هرچه که بود بست و دیگر نگشود صبح آمد و او هنوز بیدار نبود از رفتن او کسی خبردار نبود او را کسی انگار در این شهر ندید در شهر یکی بود که انگار نبود تا لحظۀ آخر نگهش داشت امید وقتی که امید پر زد، او نیز پرید آن روسپی دوازده سالۀ شهر...
-
هر خوشی یا لذتی در زندگی
پنجشنبه 7 اسفند 1404 11:11
هر خوشی یا لذتی در زندگی با عذاب و رنج حاصل می شود دستمزدت را که بگذاری به جیب درد کون دادن ز یادت می رود
-
هنوز
پنجشنبه 7 اسفند 1404 11:10
هنوز بانی لبخند گاهگاه منی هنوز روزنۀ شام روسیاه منی هنوز هر هوسم از تو طعم می گیرد هنوز سیب ترین مزۀ گناه منی هنوز چشمۀ الهام شعرهای تری هنوز مادر هر بیت توی راه منی هنوز مبدأ پویاترین قدم هایی هنوز مقصد جویاترین نگاه منی به آسمان نظری پرستاره دوخته ام خسوف کرده ای اما هنوز ماه منی
-
آب طلبیده هم مراد است
چهارشنبه 6 اسفند 1404 13:30
این دختر طفلک از سر شب مشغول هوار و جیغ و داد است حقا که دو ساعت آخ گفتن زیر تن یک پسر زیاد است بعد از دو هزار و صد تلنبه اندام تو گوشت نیست، باد است گاهی – به خدای کعبه سوگند آب طلبیده هم مراد است
-
یک بار دگر دختر نوبالغ مست
چهارشنبه 6 اسفند 1404 13:30
یک بار دگر دختر نوبالغ مست آمد جلوی آینه مبهوت نشست ای دخترکی که عاشق آینه ای در آینه نیست آنچه در آینه هست
-
شک نکن خیلی از آن ها که تو را می بوسند
چهارشنبه 6 اسفند 1404 13:29
شک نکن خیلی از آن ها که تو را می بوسند قصدشان دلبری از مادر توست بچه جان، نصف عموهایت اختاپوس اند
-
لباس بی لباسی
چهارشنبه 6 اسفند 1404 13:28
زن زیبا به هنگام تولد چه نیکو جامه ای آورده با خود لباس یاس ها و گل پری ها لباس اولین و آخرین مد اگرچه بی قرار و بی حواسی چه خوب آس خودت را می شناسی تو می دانی که در چشمان یک مرد تو وقتی بی لباسی خوش لباسی
-
آیه های لایه لایه
سهشنبه 5 اسفند 1404 11:22
آیه: زنان کشتزار شمایند، پس ز هر سو که خواهید وارد شوید تفسیر: اگر مردی از شش جهت حمله کرد حرام است از دست او در روید تأویل: حقوق زنان فتنۀ دشمن است هدف، خواهران گلم، روشن است هدف... بعله خانم، همان منکر است صحیح است، بسیار شرم آور است اگر هفته ای را دو یکشنبه بود اگر پنبه خواهرزن انبه بود اگر در هوا خانه می شد که...
-
هر دخترکی مثل گلی در چمن است
سهشنبه 5 اسفند 1404 11:21
هر دخترکی مثل گلی در چمن است این نسترن است و آن یکی یاسمن است نیلوفر و نسرین و شقایق وقتی یک گل بشود شبیه لیلای من است
-
لندن الآن روزه
سهشنبه 5 اسفند 1404 11:20
لندن الآن روزه قم ولی نصف شبه موندم اونه جلوئه یا که اینه عقبه
-
موش کوچولو
سهشنبه 5 اسفند 1404 11:19
دریغا، موش کوچولو دریغا، آرزوهای خودش را زود باور کرد گمان می کرد خیلی رند و باهوش است ولی طفلک نمی دانست در دنیای آدم ها پنیر مفت و مجانی فراخوانی به جایی در فراسوی فراموشی است پنیر مفت و مجانی پنیر مرگ خاموش است پنیر مفت و مجانی فقط توی تله موش است
-
دلفین
دوشنبه 4 اسفند 1404 12:07
باور مکن که صورت او عقل من ببرد عقل من آن ببرد که صورت نگار اوست سعدی باشه، باور نمی کنیم، اما کون ما هم گهی است، مثل شما سعدیا، ای که اینک اسکلتی زر بی خود نزن که خر خودتی دلفین دو چشمونت پیاله پر ز می بی دو زلفونت خراج ملک ری بی سراپایت سراسر عشق و حاله تنت آنتالیا بی یا دبی بی؟ تو رو وقتی که تو استخر دیدم به دل...
-
چشمان تو هر وقت کمی تر شده است
دوشنبه 4 اسفند 1404 12:05
چشمان تو هر وقت کمی تر شده است زیبایی رویت دوبرابر شده است مصراع چهارمو بخندی می گم
-
معشوقۀ من دخترکی غلغلکی است
دوشنبه 4 اسفند 1404 12:04
معشوقۀ من دخترکی غلغلکی است آن خندۀ از ته دلش راستکی است دیشب سر بازی یهو تاپش جر خورد من قافیه و ردیف را یادم رفت