-
پری بلنده
شنبه 10 آبان 1404 14:30
راننده دوباره نور بالا زده است ماشین وی از غروب در عربده است چشمان حزین بره ها می دانند این گرگ به دنبال شکار آمده است آن گونه که گربه موش را می نگرد او دختر گل فروش را می نگرد هر روز پری بلنده با خندۀ تلخ این مملکت وحوش را می نگرد یک روز پری بلنده از باغ بهشت در نامه به ماردوش خلخال نوشت : بالای طناب دار می دانستم...
-
هفت تک بیت طنز 1
جمعه 9 آبان 1404 15:30
(1) دیدن مادرزن خود هست چیز دلنشینی عینهو آبی که توی کفش های خود ببینی (2) اره برقی وسیله ای است مفید لیک با آن سبیل را نزنید (3) فقط موی بلند است و تن چرکین و بوی گند سه دستاورد این دنیا که بی زحمت به دست آیند (4) پیرزن چون به رقص برخیزد گردوخاک بدی برانگیزد (5) هرکه عقلش بهر او سودی نداشت اسم عاقل روی او نتوان گذاشت...
-
یک شاعر گمنام خودش می داند
پنجشنبه 8 آبان 1404 13:04
یک شاعر گمنام خودش می داند اشعار وی از چشم نهان می ماند گاهی دلکم بی خودکی می لرزد انگار یکی شعر مرا می خواند
-
بر من می باری
چهارشنبه 7 آبان 1404 12:24
بر بر من من می باری می باری مثل مثل باران باران بر بر دریا دریا بین ما می رقصند عکس مَه در دریا موج ها، ماهی ها، کشتی ها
-
ترجمۀ هفت ضرب المثل خارجی در قالب سه گانی 1
سهشنبه 6 آبان 1404 16:21
(1) زندگی تا بیاییم بفهمیم که چیست نصف آن دیگر نیست (2) فخر این نیست کز افتادن خود پرهیزیم بلکه این است که هر بار که افتادیم باز هم برخیزیم (3) چنانچه کسی شهرۀ شهر شد که او تا سر ظهر بیدار نیست سحرخیزی اش کار بیهوده ای است (4) عشق پیدا کردن جفتی برای زندگی کردن که نیست عشق پیدا کردن آن یک تن است که اگر پیشت نباشد،...
-
کبوتر
دوشنبه 5 آبان 1404 13:42
عاشق ترین پرندۀ دنیا کبوتر است خاصه کبوتری که غریب است و تکپر است وقتی دلت هوایی بام ستاره هاست یک کوه هم به چشم تو بامی محقر است در کوچه بادهای هوسناک می وزند هنگام عشقبازی طوفان و تندر است در می زند الهۀ تقدیر دلپذیر امشب عروس بخت سپید تو بر در است این زن دو بار بر در مردی نمی زند یک عاشقی برای هر انسان مقدر است...
-
هفت تک بیت 2
یکشنبه 4 آبان 1404 13:45
(1) به که دنیا یک گنهکارت بخواند لیک قلبت یک ریاکارت نداند (2) خدای بخت نعمت های رنگارنگ دنیا را فقط با دست های ما نهد در دست های ما (3) خردمند دنبال آزار نیست سگی هار را عمر بسیار نیست (4) دختر خوشگل فقط یک دختر است او که دل را می برد یک دلبر است (5) زنده اندیشی گلی باشد که در جنت المأوا نیارد سر به در (6) شروع جادۀ...
-
با جان خمار باده را می سازند
شنبه 3 آبان 1404 11:59
با جان خمار باده را می سازند با پای پیاده جاده را می سازند در لحظۀ دست و پا زدن در آتش سرزنده ترین اراده را می سازند
-
دیری است برای بی قراری دیر است
جمعه 2 آبان 1404 20:12
دیری است برای بی قراری دیر است اینک دلم از تپیدنش هم سیر است در قلبی اگر توان لرزیدن نیست یعنی به توان بی نهایت پیر است
-
هفت سه گانی 3
چهارشنبه 30 مهر 1404 14:40
(1) «اُه، چه فرزم، منو باش!» پیرزن گفت؛ همان وقت که با سر رفت تو کاسۀ آش (2) صحنۀ بوسۀ سانسورشده چی داشت که سانسورچی لرزید و گریست؟ وسط این همه جنگ، این همه خون بوسه ای بود... ولی دیگر نیست (3) حرف هایی قشنگ می گویی راستش را به من بگو لطفاً از من ای بی شرف، چه می جویی؟ (4) گر نروید بر لبت لبخند آرزوهای قشنگ من یک به...
-
باران شهاب سنگ ها
سهشنبه 29 مهر 1404 13:37
امروز چه نازنازی و گل شده ام یک جور ملوس و خوشگلی شل شده ام انگار شهاب سنگ خورده به سرم با حالت آسمانی ای خل شده ام امروز چه نازنازی و گل شده ای یک جور ملوس و خوشگلی شل شده ای انگار شهاب سنگ خورده به سرت با حالت آسمانی ای خل شده ای امروز چه نازنازی و گل شده است یک جور ملوس و خوشگلی شل شده است انگار شهاب سنگ... این...
-
هفت سه گانی 2
دوشنبه 28 مهر 1404 12:21
(1) عقل را دخترک چو باخته است غیر نان در تنور چسباندن کاری از دست بنده ساخته است؟ (2) اندام تو یک درخت نوخاسته است با پیرهن گل گلی زیبایی خود را به شکوفه نیز آراسته است (3) هرکجا پول هست، شیطان هست هرکجا پول نیست، موجودی بدتر و بی شرف تر از آن هست (4) درس عشق می دهد زنی سپیدموی بر مزار شوی (5) ز بی پولی بنالد آدمیزاد...
-
و خروسی می خواند
یکشنبه 27 مهر 1404 13:21
و خروسی می خواند و اذانی و طلوعی و هجوم همۀ عاطفۀ تازۀ صبح مادرم روشن و پاک است به اندازۀ صبح مادر مادر مادر می درخشد چشمانش و طلوعی دیگر
-
زن دور ضریح گرم هق هق شده بود
شنبه 26 مهر 1404 13:14
زن دور ضریح گرم هق هق شده بود از حفظ حجاب خویش فارغ شده بود هر چیز طلب کرد، همان روز گرفت انگار امامزاده عاشق شده بود
-
همیشه به حرف دلت گوش کن
جمعه 25 مهر 1404 14:29
سر راه کیهان خدایان عشق سری هم به سیارۀ ما زدند از آواز زن ساز نو ساختند برای دل مرد سرنا زدند بنال ای زن، از عمق جانت بنال خدای هوس ها چنین حکم کرد که یک زن بنالد در آغوش مرد چه هنگام لذت، چه هنگام درد تن زن در آن رخت زیباتر است که دور تنش خون مادر تنید جز این رخت هر چیز دیگر که هست به دستان مستانه باید درید دو تا...
-
هفت تک بیت 1
پنجشنبه 24 مهر 1404 16:21
(1) دلک ما که سوی ما باشد چه کسی روبروی ما باشد (2) با قدم پشت قدم پشت قدم می رود راه درازی آدم (3) عشق اگر یک خدای نابیناست پس چرا هرچه می کند زیباست؟ (4) خدای بخت بخندد به او که زیباروست جهاز دختر زیبا درون چهرۀ اوست (5) نیستم مالک املاکی، پس دست من دوست من باشد و بس (6) حقیقت است که روی سمند بخت سوار است دروغ گام...
-
ای نوگل من، دخترک ترک زبان
چهارشنبه 23 مهر 1404 14:49
ای نوگل من، دخترک ترک زبان ای یاسمن دامنه های سبلان مثل گل روی فرش تبریز بمان از باد خزان همیشه در امن و امان
-
هفت سه گانی 1
سهشنبه 22 مهر 1404 16:23
(1) با خودش این گونه نجوا کرد مرد : «علت عاشق ز علت ها جداست» بعد لب های خرش را ماچ کرد (2) هر زمان بهار می شود کویر هم بی قرار می شود (3) تجربه کاری است که خر می کند مرد خردمند از آغاز کار از خطر البته حذر می کند (4) پیچک از خانۀ ما رفته به دیدار پری، دخترک همسایه من لب باغچه تنها هستم و چه شیرین و بهاری مستم (5) آن...
-
دانلود رایگان کتاب های مهدی احمدی
سهشنبه 22 مهر 1404 16:20
برای دانلود رایگان چهار کتاب شعر من کلیک کنید. این لینک شما را به وبلاگ دیگر من هدایت می کند که در بخش پیوندهای آن (در پایین صفحه) لینک دانلود کتاب های من قرار داده شده است: ضرب المثل های اروپایی
-
پروانه
دوشنبه 21 مهر 1404 16:29
اشک هایت چشم هایت را چه زیبا کرده اند هفت دریا عشق را در خویش معنا کرده اند گونه ها را با گلابی تازه آبی داده اند چشم ها را با شرابی کهنه شهلا کرده اند اشک ها شعر تر شورند و با هر چکه ای نغمه ای مستانه را دزدانه نجوا کرده اند قصۀ شب زنده داری های عصر غار را با نوای تازه ای در بوق و کرنا کرده اند گفته بودی عاشق مردی...
-
یک پای رونده راه را می سازد
یکشنبه 20 مهر 1404 15:05
یک پای رونده راه را می سازد با گام نخست جاده می آغازد حتی سفری به دور دنیا را هم گام یکمین به راه می اندازد
-
نیک دانم که جهان چون گردد
شنبه 19 مهر 1404 15:46
نیک دانم که جهان چون گردد پولم آنگاه که افزون گردد در فراق رخ همچون قمرم دل بسیار کسان خون گردد
-
جنگ تو و زندگی هراس انگیز است
جمعه 18 مهر 1404 19:48
جنگ تو و زندگی هراس انگیز است یک جنگ مهیب و خشن و خونریز است در بازی روزگار یک قانون هست : بردن همه چیز نیست، تنها چیز است
-
دریاچۀ رؤیا
پنجشنبه 17 مهر 1404 18:31
دوست داری که به بالا برسی؟ به بلندای تماشا برسی؟ دوست داری که به یک چشم زدن سر یک قلۀ زیبا برسی؟ بال ها را بگشایی سرمست به فراسوی ثریا برسی؟ پسِ پشت مه و خورشید و فلک به جهان های نه پیدا برسی؟ دل تو رای کجاها دارد؟ دوست داری به کجاها برسی؟ یک دم آواز دلت را دریاب تا همان دم به همان جا برسی دل به دریا زدن از رود آموز...
-
کسی خوشبوترین انسان دنیاست
چهارشنبه 16 مهر 1404 11:10
کسی خوشبوترین انسان دنیاست که از هر بوی میرایی مبراست میان مسجد و میخانه راهی است که رد کفش های حافظ آن جاست
-
چشم های دخترک
سهشنبه 15 مهر 1404 13:35
چشم های دخترک دو شاعرند خالق تمامی ترانه های عاشقانۀ معاصرند چشم های دخترک فرشته اند این فرشته های وحی تخم خویش را در میان واژه واژۀ تمام حرف های شاعرانه کشته اند نقش خویش را در میان سطر سطر دل نوشته ها با قلم پَر امید با دوات سرخ دل نوشته اند تاروپود فرش دستباف عمر را با نخ طلایی حریر لحظه های ناب رشته اند چشم های...
-
یک مرد به خوابی ابدی رفت و غنود
دوشنبه 14 مهر 1404 15:35
یک مرد به خوابی ابدی رفت و غنود یک بچه به روی زندگی چشم گشود دیروز یکی بود که اینک رفته امروز یکی هست که دیروز نبود
-
برف
یکشنبه 13 مهر 1404 15:39
برف باریده است بر در و بام ای زمستان نورسیده، سلام برف نو، خندۀ سپید امید بزدای از دلم غم ایام من و این لحظه های بارآور من و این خنده های شیرین کام هفتۀ اول زمستان است آسمان مهربان، زمین آرام شده هر کوچه و خیابانی مثل یک دلبر سپیداندام بوسۀ کفش های من بر برف عاشقی کرده است گام به گام ای نسیم خنک، بیا با من شادمان توی...
-
شاعر مُرد
یکشنبه 13 مهر 1404 00:23
شاعر هنوز شاعر گمنام بود و مرد شعرش هنوز مختصری خام بود و مرد شاعر کسی نبود؛ نه مالی، نه مکنتی عضو زباله دانی ایام بود و مرد در روزنامه عکسی از او چاپ کرده اند با حرف های مفت که ناکام بود و مرد وقتی که مرد، دختر همسایه مزه ریخت : «طفلک! بمیرم آخ! چه آرام بود و مرد» آرام بود؟ گرچه صدایش گرفته بود روی لبش ولی پر دشنام...