درون گوش های نازنینی
که معشوق همه رانندگان است
میان بوق ماکسیما و پیکان
تفاوت از زمین تا آسمان است
چیزی که شکوفه می کند فصل بهار
پاییز که شد بیاورد میوه به بار
آن قلب که در بهار عاشق شده است
پاییز به خون خود تپد مثل انار
آدمی می میرد
در همان لحظه که رؤیاهایش
در دلش می میرند
درون کلۀ کرخت کوه
سنگ های سوخته
هوار می کشند
و انتظار می کشند
این شراره ها که توی منقل اند
تاول تن الهه های جنگل اند
درد، درد، درد
لحظه لحظه، دم به دم
هی کشیدم و خمارتر شدم
دود، دود، دود
دود می کنم
دود می شوم
و بر فراز این اتاق تنگ و کور
به سوی بیستون صعود می کنم
کوه تیشه خورده ای که ریشه در زمین و سر در آسمان
قلۀ قشنگ برفی اش ستاره ای است
پادشاه کهکشان
برای پیرمردها
امید مثل چیست؟
آرزو شبیه کیست؟
آی خضر جاودان
چشمۀ جوانی ات کجاست؟
ـ لابه لای گیسوان یک زن جوان
و آن زمان که از بهار سیر می شوی
پیر می شوی
...
و آرزو شبیه آن زنی است
که نیست
گاه روح من زبانه می کشد
و روی گردوخاک میز کار
عکس یک بهار جاودانه می کشد
قرار عاشقانه بی قراری است
و رسم های عاشقی شبیه رسم های کرم خورده نیست
لحظۀ تپیدن شتابناک قلب
آن زمان که کودکی که در وجود آدمی است
شادمانه جست وخیز می کند
بهار زندگی است
زندگی امید اگر نداشت
آرزو اگر نداشت
امید، آرزو، امید، آ...
ولی... نگاه کن
آی باکلاه
کلاه خویش را به احترام آی بی کلاه بر... نداشت
بدجور گرفتار شده در هوسی
وقتی هوس کیر کند کون کسی
سرزنده ترین درخت باغ رؤیاست
کیر طرب انگیز و کلفت و ملسی
آن لحظه که آنِ لحظه در مشت من است
آن لحظه که من روشن و بی خویشتن است
آن لحظه که آن بی امانی دارد
آن لحظه همان لحظۀ عاشق شدن است
مرد وقتی هیچ چیزی را نکاشت
وقت خرمن کنگر خر بدرود
هر جوان کون گشادی آخرش
پیرمرد تنگدستی می شود
امروز در آینه چه زیبا شده ام
مبهوت خودم، محو تماشا شده ام
لیلای در آینه به من چشمک زد
لیلا شده ام؛ نگاه، لیلا شده ام
تو چیزی را ببخش و بازپس گیر
به مامانت حواله می شود کیر
□ □ □
اگر رهبر پیر ما کیر داشت
شب و روز در کون ما می گذاشت
□ □ □
دختری که بنای ناز نهاد
بند خود را به آب خواهد داد
□ □ □
یک دختر طناز که قر می ریزد
صد کیر به احترام وی برخیزد
□ □ □
گدایی مثل یک بیکارۀ پست
همانا سنت پیغمبران است
□ □ □
شرت تا هست به پای پسری
نده دربارۀ کونش نظری
□ □ □
هرچه یک زن قشنگ تر باشد
کس خل و کس مشنگ تر باشد
□ □ □
بیوه زن صید خوب و پرباری است
راه کوبیده راه همواری است
□ □ □
دخترانی که کس و کون قشنگی دارند
کیرها از همه سو بر سرشان می بارند
□ □ □
هم تو آقایی و هم من آقا
ظرف ها را که بشوید حالا؟
□ □ □
اگر دیدی جواب حرف چوبی است
دهانت را ببندی کار خوبی است
□ □ □
زبان ها لال گردند آن زمانی
که چوب تر کند شیرین زبانی
□ □ □
مرد بیچاره اگر یک زن زیبا دارد
جنگ و دعوای بدی با همه دنیا دارد
□ □ □
شک نکن هر دختر پیری
کونی است و تخمی و کیری
□ □ □
هیچ وقت آینه ای در جایی
به زنی گفته که نازیبایی؟
□ □ □
کیر یک مرد عرب چون گشت راست
پادشاه سرزمین کیرهاست
□ □ □
«جلو نیا، به خدا جیغ می زنم» ناز است
جلو برو، ره فتح الفتوح تو باز است
□ □ □
هرکه کارش به وکیلان افتاد
می رود داروندارش بر باد
□ □ □
کیر سیاه زنگیان آب سفید می دهد
شام سیاه مژدۀ صبح امید می دهد
□ □ □
حاصل کون گشاد تو بلا خواهد شد
یک جوان تن لش پیر گدا خواهد شد
□ □ □
جوانا، چو خواهی نگردی تو پیر
جهان را سراسر به کیرت بگیر
□ □ □
او که گوید راحت است، آرام باش و شل بگیر
شک نکن هرگز نخوابیده به عمرش زیر کیر
□ □ □
هر جیب یک مرد گدا یک تونل بی انتهاست
شخص خدا هم عاجز از پر کردن جیب گداست
□ □ □
وه، چه حیوان غم انگیز پلشتی است بشر
شامپانزه به تکامل برسید و شد خر
□ □ □
خدای بخت مددکار لاشی و کونی است
کمک به باشرف اصلاً تخصص او نیست
□ □ □
پول های مفت آوردن به دست
حرفۀ شیرین و لذتبخشی است
□ □ □
بد بلایی سر کونش آورد
او که از دم همه را راضی کرد
□ □ □
گر علیه کیر کاری می کنی
رو به طوفان فوت داری می کنی
□ □ □
اگر از قبل می دانستم این را
بُود ورد زبان کس ببوها
□ □ □
کیست موجودی که بیش از مرد مست
شکل یک بوزینۀ دیوانه است
□ □ □
هر آن کس خورَد مثل یک گاومیش
کند گور خود را به دندان خویش
□ □ □
کس مشنگی را فقط تحسین بکن
بعد هم او را بگا تا بیخ و بن
□ □ □
توی این کشور از نر و ماده
هیچ کونی نمانده ناگاده
□ □ □
چنین است آیین گردون پیر
یکی روی کون و یکی زیر کیر
□ □ □
پیرزن نوعروس می شد اگر
فقط از یک «اگر» نبود خبر
□ □ □
خنده ای شیرین و اشکی گرم و نازی دلپسند
بهترین ابزار کار دختران ناکس اند
□ □ □
دل که بر آتش به پا کردن نهد
زن به شیطان نیز درسی می دهد
□ □ □
بعد از آنی که مرده است مریض
سر رسیده پزشک مادرچیز
□ □ □
آنچه موضوع بحث کس خل هاست
فوتبال است و وضع آب و هواست
□ □ □
او که کون بنده را گاییده است
یک ابرگاینده را گاییده است
□ □ □
او که با شمشیر کیکی می برد
نیست جنگاور، فقط گه می خورد
□ □ □
امان از دست شیخ ورپریده
درختی کو که پای آن نریده؟
□ □ □
گر در همه دهر یک عدد کیر خر است
در کون کسی رود که بدشانس تر است
□ □ □
پیش از آنی کز عزا فارغ شود
بیوه زن بار دگر عاشق شود
□ □ □
کسی که دل به زن ناز و خوشگلی داده
به کیف پول خودش قرص مسهلی داده
□ □ □
هر چیز برای رهبر ما خوب است
تا دسته برای کشور ما خوب است
□ □ □
شتر اسبی است که آن را الله
آفریده ست به عنوان مزاح
□ □ □
مردها یا متأهل هستند
یا که فهمیده و عاقل هستند
□ □ □
هر زمانی صاحب کس شل شود
صاحب کیر ای بسا کس خل شود
□ □ □
نصیحت کردن خر حیف باشد
خر از خر بودنش خرکیف باشد
بادها بی رحم اند
گاه با هم برمی خیزند
بر سرم گرد و غبار عربی می ریزند
بوی صحرا و شتر
بوی یک دختر چوپان عرب
با دو تا تکه زغال
جای چشمانش
جویباری از خون
جای لب هایش
ماه داغ است
شن ها داغ اند
دخترک می سوزد
بادها پنجره را می بندند
بادها بی رحم اند
بادها می خندند
هر ابله مغرور خری آماده ست
خر کردن یک الاغ کاری ساده ست
کافی است از او یک نمه تعریف کنید
بینید که هین نگفته راه افتاده ست
حیفه که کسی طعم بهارو نچشه
خرداد بدون عاشقی تیر بشه
امسال بهار فصل گل دادنته
شاید به بهار بعد عمرت نکشه
اختیار ما پسرها هست دست کیر ما
کاین چنین رفته ست در عهد ازل تقدیر ما
□ □ □
تو کون خودت را بر آتش بنه
و بعدش بر آن نام تقدیر ده
□ □ □
به همه کون مفت باید داد
تا شوند از تو راضی و دلشاد
□ □ □
سخت گاییده شد و یکسره جر خورد آن مرد
که همه خلق جهان را ز خودش راضی کرد
□ □ □
مشتی آیات و احادیث چرند
نان و آب مردم خوش باورند
□ □ □
شانس در کار است، آن هم مثل خر
هر کسی خرکارتر، خرشانس تر
□ □ □
بی حیایی پلۀ پیروزی است
باحیا را دستۀ خر روزی است
□ □ □
شرم و حیا طریقۀ اسکل مشنگ هاست
دنیا از آن اوست که از بیخ بی حیاست
□ □ □
از زن خضر یک اندرز نیوش:
آب کیر آب حیات است، بنوش
□ □ □
از نگاه یک هلوی کیرمست
جندگی از زندگی شیرین تر است
□ □ □
مادرِ مادربزرگم گفته است:
بخت دختر زیر شرتش خفته است
□ □ □
پختن یک کبک پیش از صید او
هست کار خوش خیال کس ببو
□ □ □
تن دختری از می عشق مست
مربای آن سیب ممنوعه است
□ □ □
کردن هر دختری که خوشگل است
پول وقتی که نباشد مشکل است
□ □ □
هر زنی با بوسه ای خل می شود
سینه اش سفت و خودش شل می شود
□ □ □
هرکه خر زاییده شد، آدم نخواهد شد دگر
آخرش یا نره خر خواهد شد او یا ماچه خر
□ □ □
آخوند روی تخت رضاشاه دیدنی است
کفتار شاه می شود آن جا که شیر نیست
□ □ □
هرچه آدم بیش تر خر می شود
شانس او انگار بهتر می شود
□ □ □
بزرگ زادۀ هستی به باد دادۀ ما
گدای نازفروش پر از افادۀ ما
□ □ □
لاشی به خیالش همه چون وی پست اند
کونی به خیالش همه کونی هستند
□ □ □
مرد آن روز که می گیرد زن
می رود داخل عن تا گردن
□ □ □
چو دلدارت اپن یا حلقوی نیست
نصیبت جز سلوکی معنوی نیست
□ □ □
بوی گل را از که جوییم؟ از گلاب
بوی گه را هم ز چاه فاضلاب
□ □ □
زانچه یک کس خل خر فرماید
ای بسا فتنه که برمی آید
□ □ □
ناخدا چون دوستت دارد به جان
می توانی فین کنی در بادبان
□ □ □
به نفع من تو دروغی بگو که من مفتی
برای تو قسمی می خورم که حق گفتی
□ □ □
گر قسم خوردن بنای کارهاست
شرت مامان شما هم مال ماست
□ □ □
گر زنی گیری نفهم و کس مشنگ
کون تو گاییده خواهد شد قشنگ
□ □ □
آبروی دیگری را می بری
تا که آب کیر خود را آوری
□ □ □
گنده بودن اگر دلیل بُود
سرور کائنات فیل بُود
□ □ □
طلا وقتی به طنازی درآید
دمار از روزگار دل برآید
□ □ □
گرچه دل بی قرار یک هوسی
کون مفتی نده به هیچ کسی
□ □ □
به هرقدر پول تو افزون تر است
دل دختران در غمت خون تر است
□ □ □
الاغ چموشی که خیلی خر است
ز یک آدم کله خر بهتر است
□ □ □
کسی که دوستدار شعر و آواز و زن و می نیست
یقین دان که در این دنیا کسی کس خل تر از وی نیست
□ □ □
بار کس و کون او را صد خر نیارد کشیدن
چون زیر آن طاقت آرد کیر شل و لاغر من
□ □ □
کنجکاوی در بشر سرچشمۀ هر دانشی است
لیک از آن سو هم فضولی حرفۀ هر جاکشی است
□ □ □
لنگ های مام میهن در هواست
بد ابرگاینده ای فرمانرواست
□ □ □
کار ایران همیشه برعکس است
شده فرعون ما عصا در دست
□ □ □
هرچه پول حاجی آقا بیش تر
دختران در عشق او دلریش تر
□ □ □
دزد وقتی پای او بشکسته است
می شود مردی شریف و پاکدست
□ □ □
خایه و کیر من سر پیری:
این یکی تخمی، آن یکی کیری
□ □ □
خیرت نمی رسد اگر اصلاً به هیچ کس
یک کپه از کثافت و تاپاله ای و بس
□ □ □
جهان از زمانی که آمد پدید
زن خوشگل پاکدامن ندید
□ □ □
یا به دوران جوانی تو بمیر
یا که عمری بخور از مردم کیر
□ □ □
به سرانجام تکامل بنگر
که چه سان بچۀ میمون شد خر
□ □ □
هرکه دنبال دانش و هنر است
قسمت او همیشه کیر خر است
□ □ □
خدای بخت را عادت بر این است
که جای ریدنش ایران زمین است
□ □ □
هر عیالی هرچه هم خوب و قشنگ و دلبر است
مردن او بهترین خوش شانسی یک شوهر است
□ □ □
او که یک کونی پولی است خودش می داند
درد آن می رود و پول ولی می ماند
او صاحب یک طالع نیکو باشد
کز اول صبح در تکاپو باشد
سازندۀ کاخ بخت هر انسانی
راه و روش زندگی او باشد
دختران را کنجکاوی هایشان
عاقبت جر می دهد از بیخ و بن
چوب در کندوی زنبوران بکن
دست در شرت سلحشوران نکن
هرچند که قلب مردها یک مدل است
لحن ضربان هر یکی مستقل است
مردی که صدای قلب او بع بعی است
یعنی دلش اهلی شده و اهل دل است
دو ساعت عشقبازی مثل رؤیاست
دوپینگ عاشقان قرص ویاگراست
□ □ □
فدای کون دل انگیز فرد اعلایت
علی الخصوص در آن شرت لامبادایت
□ □ □
کیست آن مرد که دل بست به زن
و پشیمان نشد از گه خوردن؟
□ □ □
سیفون ما عاشق و شوریده است
چون همه جای همه را دیده است
□ □ □
القاب زن و شوهر:
آب آور و نان آور
□ □ □
به هر جا فتنه و شر در جهان است
همیشه پای یک زن در میان است
□ □ □
عرق ارمنی و چیپس و ماست
هدیه ای از طرف شخص خداست
□ □ □
آنچه یک مرد اوایی می کند
مرد دیگر را هوایی می کند
□ □ □
از موقعی که گام به دنیا گذاشتیم
یک ماهروی گول نخورده نداشتیم
□ □ □
از خانم کارکشته ای منقول است:
یک کیر به از هزار تا دودول است
□ □ □
خدا بعضی کسا رو آفریده
و بعضی دیگه رو انگار ریده
□ □ □
هر کسی زر زد که اون کارا بده
یا الاغه یا که یک چیزی زده
□ □ □
توی تاریکی حقیقت یا مشوش یا گم است
زیر نور شمع یک بز عینهو یک خانم است
□ □ □
هر دختری که ناز و لونده
یا کس مشنگه یا خودپسنده
□ □ □
حرف های دلفریب و دلپسند
بهترین ابزار کار ناکس اند
□ □ □
اندکی شل باش در پیش زنت
تا که پایش را نهد بر گردنت
□ □ □
هر خری پیش خودش پندارد
که نبوغ نیوتن را دارد
□ □ □
چیزی به سان عشق به زن جاودانه نیست
تنها دو روز و نصفی زیبای زندگی است
□ □ □
یک مشنگ پیر قطعاً یک خر است
پیر خر از کیر خر کیری تر است
□ □ □
پول دکتر نداری اسکل خر؟
یک کتاب دعا به جاش بخر
□ □ □
بوسۀ داف عرق کردۀ مست
بهترین مزۀ پای عرق است
□ □ □
گر ز سوراخ کلیدی بنگرد یک مرد
سایز شرت مادرش را کشف خواهد کرد
□ □ □
تو به یک زن بگو که زیبایی
کس خلی می شود تماشایی
□ □ □
تو به یک زن بگو که زیباروست
آنچه چپ می کند یهو مخ اوست
□ □ □
تو به یک زن بگو دل انگیزی
تا مخش را به کل به هم ریزی
□ □ □
تو به یک زن بگو چه دانایی
می شود گوزفنگ شیدایی
□ □ □
تو به یک زن بگو هنرمندی
سر او گیج می رود چندی
□ □ □
تو بگو دختری هنر دارد
تا مخ بچه تاب بردارد
□ □ □
توجیه یک خدازدۀ زن ذلیل چیست؟
هر شوهری که ظرف نشوره مدرن نیست
□ □ □
غلام همت آنم که زیر چرخ کبود
نصیب وی فقط این است: کیر چرخ کبود
□ □ □
بدبختی شرقی ها زیر سر دین باشد
تا بوده چنین بوده، تا هست چنین باشد
□ □ □
گل سرخی که میان لجن است
رژلب روی لب پیرزن است
□ □ □
زنی که وفا داشت یک دلبر است
سگ از یک زن بی وفا بهتر است
□ □ □
کاری ترین سلاح جهان گریۀ زن است
این چشم های خیس دو خمپاره افکن است
□ □ □
هرکه خود را عقل کل داند
گاو هست و گاو می ماند
□ □ □
این سخن ورد زبان هر هلوست:
بخت یک دختر درون شرت اوست
□ □ □
هرکجا حضرت شیطان نتواند برود
جای او دخترکی راهی آن جا بشود
□ □ □
دختران دلفریب و دلپسند
نصفشان خنگ اند و نیمی ناکس اند
□ □ □
زندگی با نسخه های یک پزشک
هست توی مایه های ای زرشک
□ □ □
حاصل بیکارگی بیچارگی است
کون گشادی آخرش کون پارگی است
□ □ □
اولش ناز طرف را بخرید
بعد از آن کون طرف را بدرید
□ □ □
در کجا دیدی کسی با مردمان تنگدست
ادعای دوستی یا قوم و خویشی کرده است؟
□ □ □
تا زنان یک خنگ پیدا می کنند
تا که جا دارد به او جا می کنند
□ □ □
هرکه پندارد که عقل مطلق است
احمق اندر احمق اندر احمق است
□ □ □
ابلهان فاضل و دانشورند
که به معنای دقیق آن خرند
□ □ □
کس میخ را شمعی بده تا برفروزد
او شمع را با خانه ات یکجا بسوزد
□ □ □
هر زمان زن کور و شوهر کر شود
زندگی در کامشان خوش تر شود
□ □ □
ساده لوحی سر پیری بتر است
بدترین گونۀ خر پیر خر است
□ □ □
تو فقط عرضۀ قدقد داری
تخم می میری اگر بگذاری
□ □ □
آنچه یک زن اراده می کندش
در عمل هم پیاده می کندش
یک مرد فقط بهار عاشق می شه
سودایی و بی مهار عاشق می شه
یک بار شکوفه می ده تاک تن مرد
یک مرد فقط یه بار عاشق می شه
خوش تر از عشق و عشقبازی چیست؟
خرتر از زن ستیز نادان کیست؟
هر کسی بردۀ زنی نشده
او که یک زن ذلیل کامل نیست
یا مخش ضربه دیده یا این که
حاصل ازدواج فامیلی است
مرد خواهان خطر با بازی است
این چنین گفت جناب نیچه
و چنین است که مشتاق زن است
چون خطرناک ترین بازیچه
هیچ کس مثل فقیه فاضلی
نیست یابوی نفهم کاملی
□ □ □
توی کونی که به قدر کیر خر وا می شود
یک دوجین دودول امثال تو هم جا می شود
□ □ □
تا که یک عالم فاضل نشود
کس خلی کس خل کامل نشود
□ □ □
از وی لجاجت است و ز من هم سماجت است
ترمزبریده را به بفرما چه حاجت است
□ □ □
روز نُه دی حماسه ای تاریخی است
این روز ولنتاین مدل کس میخی است
□ □ □
کیر وقتی ز خواب خوش برخاست
عقل را گو که موقع لالاست
□ □ □
عید ملا ختم تو، هفت من است
زین سبب با جشن و شادی دشمن است
□ □ □
اگر با آتشی بازی کنی خود را بسوزانی
اگر با آلتی بازی کنی خود را بگوزانی
□ □ □
در خیال خویش هر دیوانه ای
هست فرد فاضل و فرزانه ای
□ □ □
شیر را گاه موش می گاید
اتفاق است، پیش می آید
□ □ □
چنین است رسم سرای درشت
گهی از جلو می کند، گه ز پشت
□ □ □
دم شیر است کیر مرد بی زن
بترس از مرد بی زن خوشگل من
□ □ □
وقتی یه دختر ناز و قشنگه
یا عن دماغه یا کس مشنگه
□ □ □
خواه دارا باشد او یا تنگدست
میل هر مردی به کون مفتی است
□ □ □
درآمدهای یک بی پول گاگول:
امید و انتظار غیرمعقول
□ □ □
سن احمق که می رسد به چهل
دیگر اصلاً نمی شود عاقل
□ □ □
چه خرکیفی زنان پیر بودند
اگر که آرزوها کیر بودند
□ □ □
چهار و پنج جمعش می شود نه
غرور و فقر جمعش می شود گه
□ □ □
عاشقم بر چیز و بر چیزش به جد
بوالعجب من عاشق این هر دو ضد
□ □ □
یقین نمی گذرد از جو خودش حسنی
فقط به خاطر خودداری اش ز عر زدنی
□ □ □
سرنوشت نقشه های ابلهان اغلب دو تاست:
نصفشان رفته بر آب و نصفشان باد هواست
□ □ □
مرد بی پولی اگر یک زن خرپول گرفت
گر خر خوب عیالش بشود نیست شگفت
□ □ □
هر زنی خوب است، اما تا به کی؟
تا زنی زیباتر آید جای وی
□ □ □
هر زنی با مانتوی کوتاه بیرون آمده
ضربه ای جانانه بر ماتحت ملاها زده
□ □ □
وه، چه تقسیم کار زیبایی
بنده می گایم و تو می زایی
□ □ □
صاحب سینه شل شده، اما
سینه اش سفت می شود، عجبا!
□ □ □
جان به جانش هم کنی ملا گداست
□ □ □
مزن بر دل ز نوک غمزه تیرم
زدی هم... خب، زدی دیگر؛ به کیرم
□ □ □
این چنین که تو پدرسوخته طناز شدی
تا بگی یک دو سه، از هر سه طرف باز شدی
□ □ □
هرکه از سال چهل تا شصت و نه زاییده شد
او ز نه سوراخ و از هر شش طرف گاییده شد
□ □ □
گفتۀ فرهاد شیرین است و بس
حرف آقا هم فلسطین است و بس
□ □ □
شهر نو تعطیل شد، یک مملکت شد شهر نو
شک نکن از دم خرند آخوندهای حیف جو
□ □ □
گر زنت را نکنی نُه روزی
شک نکن روز دهم پفیوزی
□ □ □
آرزوی قلبی یک بی خرد
اعتقاد قلبی او می شود
□ □ □
اگر داری تو عقل و دانش و هوش
همین که خانه خالی شد بپر روش
□ □ □
او که یک دشمن خونی باشد
به ز یک دوست کونی باشد
□ □ □
ذبح کردن سخت است برۀ شیری را
بوس کردن سخت است چهرۀ کیری را
□ □ □
وازلین و کره را خرج مهی باید کرد
در دل دوست به هر حیله رهی باید کرد
□ □ □
هر کسی یک زن زیبا دارد
روز و شب با همه دعوا دارد
□ □ □
تنگ اگر باشد فلان دخترک
یک فشار اندکی محکم ترک
□ □ □
هر کسی یک لاشی بی چشم و روست
عشق و حال کل دنیا مال اوست
□ □ □
سرنوشت نقشه های مردمان کون گشاد:
نصفشان بر یخ نوشته، نصف دیگر روی باد
□ □ □
دانی که چنگ و عود چه تقریر می کنند؟
زرزر نکن که در دهنت کیر می کنند
□ □ □
فدایت شوم ای کلید طلایی
تو قفل زنان را چه خوش می گشایی
□ □ □
خدا گر ز حکمت ببندد دری
گر آن را بکوبی تو، خیلی خری
□ □ □
هر کسی پابرهنه را می ره
خار اگر کاشت... خب، به گا می ره
□ □ □
تا کی از سیم و زرت کیسه تهی خواهد بود؟
تا وطن دست فقیهان گهی خواهد بود
□ □ □
چگونه شکر این نعمت گزاری
که توی کله ات مغزی نداری
□ □ □
تنگی قافیه و کون گشاد
ای بسا شعر شل و کور که زاد
□ □ □
قافیه اندیشم و دلدار من
گویدم ول کن، بیا تو کار من
لبخندی اگر بر لب لیلا باشد
دندانش اگر یک نمه پیدا باشد
آن چهرۀ چون لالۀ صحرایی او
تنها گل باغ آرزوها باشد
دلبر من داف کس میخی است که
سمبل بی عقلی است و چلمنی
قرص ضدبارداری خورده است
توی ماه هشتم آبستنی
گهگاه به درد خود نمیری خوب است
تقدیر خودت را نپذیری خوب است
گاهی که دلت هوای جفتک دارد
افسار الاغ را نگیری خوب است
خوشگل محلۀ ما گرچه شوهری دارد
سیب باغ همسایه طعم دیگری دارد
□ □ □
تو جیب جین یک داف تا چیزکی نذاری
عمراً نمی شه اونو از پاش دربیاری
□ □ □
دلیل و منطق رفتار یک زن:
چون این جوری دلم می خواد فعلاً
□ □ □
با ریا هرکه می گذارد ریش
گوییا ریده روی صورت خویش
□ □ □
کی لحظۀ وصال به دنبال کاندوم است؟
گاوی که بی دم است و الاغی که بی سم است
□ □ □
مث دخترا هی بگو نه، ولی
یه جوری بگو نه که یعنی بلی
□ □ □
حال من پیش زنان دیدنی است
عینهو حال دم ریدنی است
□ □ □
هر آن کس که بدشانس زاییده شد
ز گهواره تا گور گاییده شد
□ □ □
گاه با یک بوسه، گه با یک لگد
هر زنی با یک روش شل می شود
□ □ □
بدبیاری محکم و یک ضرب در کون می رود
لیک میلی متر میلی متر بیرون می رود
□ □ □
همان دختر که در ظاهر خجول است
فقط موضوع فکرش شومبول است
□ □ □
زیر پتو عیال تو یا دول می خورد
یا تا خود سحر الکی وول می خورد
□ □ □
خواستی شب ها سر آسوده بگذاری زمین
آنچه می دانی ندان و آنچه می بینی نبین
□ □ □
حاصل دانش چه باشد؟ دسته خر
هرچه انسان گاوتر، خرشانس تر
□ □ □
به پیش هر کس و ناکس دراز کردن دست
همیشه سنت پیغمبران و شیخان است
□ □ □
کدام آیینۀ قدی و دستی
به یک زن گفته چاق و زشت هستی؟
□ □ □
درد کیری گنده را چون می توان گفتن به کس
حال یک جرخورده را جرخوردگان دانند و بس
□ □ □
گر دخترکی زیبا از عشوه نپرهیزد
هر جا که نشیند وی بس کیر که برخیزد
□ □ □
بچۀ خوشگل از نر و ماده
تا بجنبد به خویش کون داده
□ □ □
او چو آید، همه را می گاید
شاید این جمعه بیاید، شاید
□ □ □
کسی که کفش نداره
مریضه خار بکاره؟
□ □ □
اخم حاج آقا اگر دردآور است
قطعاً از لبخندشان خوشگل تر است
□ □ □
جهان دارد آیین بالا و زیر
گهی روی کون و گهی زیر کیر
□ □ □
عاشقی یک سلوک معنوی است
خاصه وقتی که یار حلقوی است
□ □ □
فعلاً همین کسی که تهش وازلینی است
معشوق آسمانی مشرق زمینی است
□ □ □
پولکی یا مفتکی یا زورکی
آخرش شل می شود هر کودکی
□ □ □
هرگز از سوراخ کون کفتری
درنیاید گوز همچون تندری
□ □ □
دوربین دیده بان و همسر مردی جوان
شب به شب کاری حسابی می کشند از گرده شان
□ □ □
اگر من بی نصیب از آش باشم
درون دیگ آن باید بشاشم
□ □ □
گر به جز خود هیچ کس را داخل آدم ندانی
تو به سان پادشاهی خرمی و شادمانی
□ □ □
زن و مادرت را دوچشمی بپا
□ □ □
مرد اگر کله پوک بود و ببو
کمکی می کند کلاه به او؟
□ □ □
آدمی وقتی بخواهد خر شود
شک نکن از هر خری خرتر شود
□ □ □
من نمی دانم مخ دختر زدن معناش چیست
در سر دخترجماعت که مخی در کار نیست
□ □ □
کون برای دادن است ای نازنین
خمس دارد مال مانده بر زمین
□ □ □
بشنو این نکته که خود را ز غم آزاده کنی
خون خوری گر طلب بچۀ ناداده کنی
□ □ □
جهان آفرین غرب را آفرید
و فارغ که شد، شرق را نیز رید
□ □ □
الحذر از چشم خندان زنان
حضرت ابلیس می رقصد در آن
□ □ □
در زمان بحث کردن با الاغ
نیست برهانی چو برهان چماق
□ □ □
مجنون و شیرین، فرهاد و لیلی
گاهی تنوع می چسبه خیلی
□ □ □
یک وجب زیر ناف و دیگر هیچ
بیش از این بر اصول عشق مپیچ
□ □ □
صبح اگر شرت گل پسر خیس است
کار کار جناب ابلیس است
□ □ □
تا زمانی که دهان خنگ دارد چفت و بست
کاملاً مانند فردی عاقل و فهمیده است
□ □ □
کس خلی بنگ زد و خوب که چت شد، فرمود:
عمه ام چیز اگر داشت، عموجانم بود
□ □ □
دور دور آب منگل هاست، غوغا می کنند
شخص قیصر هم که باشی، خواهرت را می کنند
□ □ □
هیچ چیزی مثل گاگولی که مرد ساکتی است
مثل مردی هوشمند و فاضل و فرزانه نیست
□ □ □
کسی کس خل ترینِ مردمونه
که خود رو آخر دانش بدونه
□ □ □
هر ببوی کس مشنگ بی خرد
میل دارد خلق را پندی دهد
□ □ □
قرعۀ بخت به نام فردی است
که در او شرم و حیا نیست که نیست
□ □ □
به دست تو مراد و نامرادی است
دلیل تنگدستی کون گشادی است
سال ها زنده زنده باید سوخت
تا که معنای عشق را آموخت
تیر مژگان پرشهاب زنی
هوسی را به روح مردی دوخت
برق یک جفت تک ستارۀ مست
آتشی در جهان مرد افروخت
مرد هر شب در آسمان امید
خرمنی از ستاره می اندوخت
واقعیت متاع بی قدری است
باید آن را به یک خیال فروخت
گر مغز عفونی شده و چرکین است
در تربت کربلا پنی سیلین است
در ضمن، اگر شعورتان درد گرفت
یک روضۀ دبش بهترین مرفین است
بدون کود دین هم گل شکوفاست
زمین زایا و فروردین فریباست
شراب و انگبین روی زمین است
نگاه مؤمنان در آسمان هاست
پشت لب مرد زن ذلیلی
کس پاک کن است هر سبیلی
این ما در آن آن ها می رود
از همان جا کامد آن جا می رود
شیخ اگر کم حرف هم باشد بلاست
چس همان گوز است، اما بی صداست
تنگی قافیه چو تنگی کون
گوز منظوم می دهد بیرون
کیر است، نه کار، جوهر مرد
مرد اوست که کل شهر را کرد
با سه میلیارد حور جنده سرشت
وه، عجب جنده خانه ای است بهشت
کس خلی را بستایید
بعد تا دسته بگایید
همین که زنی یک نمه شل شود
بسا مرد عاقل که کس خل شود
حق نیست بر این بخت گه آلوده برینیم؟
میمون به فضا رفته و ما روی زمینیم
ز اذان صبح تا شام چو نمازخوان کس خل
ننموده هیچ کونی سی و چار بار قنبل
مملکت بس که تخمی و هرت است
مغز ما روی تخم دایورت است
اتفاق بدی نیفتاده
یک نفر کرده، یک نفر داده
توی گوش دختران خوشگل زیر گذر
بوق بنز از بوق پیکان است خیلی بوق تر
زن جماعت مثل نیروگاه بوشهر است
هرچه خرجش کرده باشی رفته است از دست
کسی هرگز به ریش خود نخندد
اگر زیپ دهانش را ببندد
زیر ابرو را که بردارد پسر
کون خود را زود خواهد دید تر
قاضی محکمۀ خویش اگر که باشی
روی انصاف و عدالت سرِپا می شاشی
دیدن مادرزن خود هست چیز دلنشینی
عینهو آبی که توی کفش های خود ببینی
هر کسی یک تخم تخمی کاشته
حاصلی کیری از آن برداشته
در خیال هر مشنگ کس ببو
حد اعلای خرد باشد همو
اره برقی وسیله ای است مفید
لیک با آن سبیل را نزنید
ابله تحصیل کرده یک خر است
کز تمام ابلهان ابله تر است
فقط موی بلند است و تن چرکین و بوی گند
سه دستاورد این دنیا که بی زحمت به دست آیند
یک نگار هات می سوزاندت
زیر بار سکس می گوزاندت
کار عاقل از همان اول بجاست
تجربه کردن برای خنگ هاست
چو با زوبین زرینی بجنگی
کنی هر دشمنی را خایه فنگی
بعد از آنی که بلا نازل شد
تازه این کس خل خر عاقل شد
پیرزن چون به رقص برخیزد
گردوخاک بدی برانگیزد
گر همه چیزی به همین ریش بود
بز ز همه جانوران پیش بود
سخنت دلفریب و شیرین است
شک ندارم به کل دروغین است
اگر از کون تو را کشند به دار
به ز یک ازدواج نکبت بار
چشم تو خالی ز خواب است و دلت از سنده پر؟
قرص خواب و قرص مسهل را ولی با هم نخور
خمس خوار بی حیا از راهزن هم بدتر است
بوی سالوس و ریا از بوی عن هم بدتر است
یک اسب خوش رکاب به از گله ای خر است
یک کیر چاق به ز دوصد کیر لاغر است
او که یک بار کون دهد به کسی
گاه و بیگاه می کند هوسی
آنچه آسان به زبان می آید
کردنش کون تو را می گاید
هر کتابی در آن حدیث و دعاست
جای آن سطل آشغال شماست
خواهرش را به دست من داده
دنبه را پیش گربه بنهاده
هر کسی روی کون او مو نیست
به خیالت که عین تو کونی است؟
هر کسی جیبش ز بیخ و بن تهی است
کلهم اوضاع و احوالش گهی است
هرکه گوید دیگری ترک خر است
او خودش از ترک ها هم خرتر است
آیا درون کون پسر کیر خر رود؟
آری، رود، ولیک به خون جگر رود
پاسخ موعظۀ ملا چیست؟
گوزی اندر پی گوز دگری است
خرتر از شیعۀ اثناعشری نیست که نیست
نیمی از عمر برای عربی مرده گریست
گوز وقتی بی صدا باشد چس است
کیر اگر بی دست و پا باشد کس است
جهان آفرین تا جهان آفرید
بلایی چو ملا نیامد پدید
گرچه صاحب کیرم
کس ندیده می میرم
شیخ ما دیدی چه با ایران نمود؟
کون او را کیرخرباران نمود
درد زاییدن که نازل می شود
لذت سکس از دماغت در رود
دودی بگیر و در افق خواب ها بپر
گنجشک پر، کلاغ پر و نسل شصت پر
به راز بوسه و لبخند سوگند
که لب های تو ای زیبای دلبند
زمان بوسه و هنگام لبخند
شبیه غنچه، مثل گل قشنگ اند
با خودش این گونه نجوا کرد مرد:
«علت عاشق ز علت ها جداست»
بعد لب های خرش را ماچ کرد
عقل را دخترک چو باخته است
غیر نان در تنور چسباندن
کاری از دست بنده ساخته است؟
نۀ یک زن بله اندر بله اندر بله است
«نکن» و «زشته» و «آدم بشو» و «دست نزن»
تله اندر تله اندر تله اندر تله است
آن دو چیزی که به رنگ سرخ خویش
بد بلایی بر سر خویش آورند
آلبالو و لبان دخترند
کار زن مکر و فسون و جادوست
اولین حیلۀ زن لبخندش
آخرین حیلۀ زن گریۀ اوست
سهم ما از این وطن میان خشتک جناب شیخناست
یکیش سمت چپ
یکیش سمت راست
ای همانی که ناقص است تنت
برج میلاد توی کون زنت
که چه خوش ریده ای تو در وطنت
در این عصر جهاد اقتصادی
بدون خرج کافی شاپ و کاندوم
خوشم با سکس های انفرادی
هرچه در متن کتاب دینی است
حاصل عقدۀ خودخربینی است
گاه ریدن سر قبر پدرت یک عمل آیینی است
مرد وقتی که هلو می بیند
یا می چیند
یا می ریند
ـ عسلم، خوابی یا بیداری؟
ـ خرّوپف!
ـ ای بمیری؛ اَه، تف!
شاعری که تخم های خویش را
در میان سطر سطر شعرهای خویش کاشت
گفتنی زیاد داشت
کردن هر داف باحال و خفن
فارغ از رنج و عذاب مخ زدن
هست کار مردمان جلق زن
فرق بسیاری است بین آدم بی حال و فرز
هر دو تا البته یک جایی به دردی می خورند
یا به درد کاری و یا که به درد لای جرز
تلاش معاش
تلاش معاش
به این زندگانی بشاش
تجربه کاری است که خر می کند
مرد خردمند از آغاز کار
از خطر البته حذر می کند
یک بلوغ بی فروغ داشت
تخم های خویش را
روی ماه کاشت
هر زمان کار تو می افتد به کون
خاصه کون بچه پرروهای تخس
جا بکن تا عمق فیها خالدون
گل اگه عطر و بو نده گل نیست
هیچ فردی شبیه دخترکی
که کسش آکبنده کس خل نیست
مطمئن باش اگه توی خونه
دختری با پسری تنها شه
نفر سومشون شیطونه
توی حرف دیگری هرگز نپر
ده نفر با هم که صحبت می کنند
نشنوی چیزی به غیر از عرّوعر
آدمیزاد مستعد خطاست
لیکن اصرار بر خطاکاری
کار یک کس مشنگ خنگ خداست
این نصیحت به هر مجردی است:
موقع انتخاب یک همسر
کیر آدم مشاور بدی است
کاشف شیطون بلای چادر مشکی
حق نبوغ هراسناک تو بوده
جایزۀ سال علم چشم پزشکی
هرکجا پول هست، شیطان هست
هرکجا پول نیست، موجودی
بدتر و بی شرف تر از آن هست
این چنین گفت سلیمان نبی:
دخترم، توی مکانی خلوت
برحذر باش ز مرد عذبی
یک خنگ به وقت حرف بی خود زدنش
انگار که ریده باشد او با دهنش
بوی گه و گوز می دهد هر سخنش
پدربزرگ
بس که ذکرهای خویش را شمرد
مرد
بازم این بچۀ ندیدبدید
تا دوباره چشش به دختر خورد
خودشو تکه پاره کرد و درید
باز هم رنگ سیاه
باز هم نوحه، عزا
ای فلان بن فلان، باز که کشتند تو را!
آدم کله پوک مسکینی است
گر نداند که روی کپۀ گه
جای خوبی برای اسکی نیست
الاغ
اگرچه در تمام عمر خود سواری حسابی ای به هر کسی که دیده بود داده بود
ولی خودش همیشۀ خدا پیاده بود
چاهی که در آن آب بریزند کدام است؟
هر کس بتواند بدهد پاسخ این را
یک لاشی بی تربیت تخم حرام است
ز بی پولی بنالد آدمیزاد
ولیکن هیچ کس را دیده ای که
ز بی عقلی برآرد بانگ و فریاد؟
فلک آن مرد را یاری نماید
که او با کار و کوشش کون خود را
چنان گاید که از حلقش درآید
لایق عرعر خر گوش کری است
هرکه در پاسخ خر عرعر کرد
شک مدارید خودش نیز خری است
آدم پرمدعای کون گشاد
حاصل کارش اگرچه اندک است
لیک باشد گوزگوز او زیاد
این را که تو سیمین تنی و گل رخسار
یک بار به دختری بگو تا شیطان
یکریز به گوش او بخواند صد بار
حرف هایی قشنگ می گویی
راستش را به من بگو لطفاً
از من ای بی شرف، چه می جویی؟
زندگی مثل ورود از اون دره
سفت وقتی که بگیری، یک کمی دردآوره
شل بگیری بهتره
«اُه، چه فرزم، منو باش!»
پیرزن گفت؛ همان وقت که با سر
رفت تو کاسۀ آش
خر ماده اگر شود داور
حکم خواهد نمود در عالم
نیست چیزی ز کیر خر خوش تر
هرکجا که عکس قلب تیرخورده ای است
شک نکن که او که عکس را کشیده است
مرد از نگار خویش کیرخورده ای است
گر ز سوراخ کلیدی بنگرد یک مرد
ممکن است از مادرش چیزی ببیند که
طفلکی را بدرقم سرخورده خواهد کرد
«آتیش را باشید»
این حرف موشی بود
آن موقعی که روی یخ شاشید
صحنه های زندگی
اگر شبیه صحنه های فیلم های صحنه دار بود
شاهکار بود
جناب شیخ سرش داغ بود و سوتی داد:
دو جفت بال خدا داشت
یکی به جعفر طیار و دومیشو به این مرد عنکبوتی داد
تفو بر تو ای چرخ گردون، تفو
بگا مردمان را، ولی مرگ من
بزن قبل کردن درِ کون تفو
سینمای وطنی را بنگر
نقش اول شده مال رهبر
نقش ما چیست؟ سیاهی لشکر
اشک هایم از غم زمانه است
از غم کرایه خانه است
عاشقی بهانه است