-
گل سنگ
دوشنبه 8 دی 1404 13:28
پسرانی همه با هم در جنگ منگ افیون و خیالاتی بنگ عاشق عشوۀ جادویی پایپ کشتۀ غمزۀ خونریز سرنگ پایپ ها جام جم این نسل اند تا ببینند در آن شهر فرنگ دخترانی همه تن پژمرده همه دلخور، همه از دم دلتنگ همه پنهان، همه در پردۀ شب لای چادر، همه با هم یکرنگ دختران متهم این عصرند خمرۀ وسوسه انگیز شرنگ پیکری زنده کفن پیچ شده روح...
-
هفت تک بیت طنز 13
یکشنبه 7 دی 1404 11:55
(1) آدمیزاد عجب جانوری است نوۀ حضرت بوزینه خری است (2) کدام آیینۀ قدی و دستی به یک زن گفته چاق و زشت هستی؟ (3) جهان از زمانی که آمد پدید زن خوشگل پاکدامن ندید (4) شرم و حیا طریقۀ اسکل مشنگ هاست دنیا از آن اوست که از بیخ بی حیاست (5) دختری که بنای ناز نهاد بند خود را به آب خواهد داد (6) «جلو نیا، به خدا جیغ می زنم» ناز...
-
آن زن که نظر در آینه بیش کند
شنبه 6 دی 1404 11:12
آن زن که نظر در آینه بیش کند هی در رخ خویش عیب تفتیش کند آن قدر به خود خیره شود تا ناگاه یک فحش نثار خالق خویش کند
-
آلبرت غمگین است
شنبه 6 دی 1404 11:11
این شعر اولین شعر من است که در چهارده سالگی سروده ام شاید شعر خوبی نباشد اما اولین شعر آدم همیشه اولین شعر آدم است. آلبرت غمگین است آلبرت غمگین است زیرا سگش مرده آلبرت بیچاره از غصه پژمرده اسم سگ آلبرت کنتس کلارا بود باهوش و پشمالو خوشرنگ و زیبا بود دیشب که آن سگ مرد آلبرت تنها شد قلبش شکست از درد قدش کمی تا شد یک قبر...
-
هفت تک بیت طنز 12
جمعه 5 دی 1404 12:20
(1) پیرزن نوعروس می شد اگر فقط از یک «اگر» نبود خبر (2) خنده ای شیرین و اشکی گرم و نازی دلپسند بهترین ابزار کار دختران ناکس اند (3) بخشیدن چیزی که از آن دگری است از بهر گدای کوچه هم مشکل نیست (4) پیش از آنی کز عزا فارغ شود بیوه زن بار دگر عاشق شود (5) کسی که دل به زن ناز و خوشگلی داده به کیف پول خودش قرص مسهلی داده...
-
حالی متعالی است که قالی دارد
پنجشنبه 4 دی 1404 13:06
حالی متعالی است که قالی دارد شعری که زلال است کمالی دارد آن شعر که ساختار او مالی نیست بیچاره چه محتوای لالی دارد
-
سوسک (فرهنگ نام های دخترانه)
چهارشنبه 3 دی 1404 12:22
پستانداران عجیب ترین گونۀ جانوران هستند. سوسک (فرهنگ نام های دخترانه) روزی زنان فامیل این جا که حاضریدند یک دورۀ زنانه در خانه دایریدند دربارۀ زمانه یا کارهای خانه یا کسری خزانه با خویش زرزریدند انگشتر و النگو در ذهن زرگریدند از دست شوهران تا جا داشت غرغریدند جوک های چیز گفتند، خیلی غلیظ گفتند بدجور هرهریدند، بدجور...
-
هفت تک بیت طنز 11
سهشنبه 2 دی 1404 12:10
(1) هرکه کارش به وکیلان افتاد می رود داروندارش بر باد (2) هر جیب یک مرد گدا یک تونل بی انتهاست شخص خدا هم عاجز از پر کردن جیب گداست (3) پول های مفت آوردن به دست حرفۀ شیرین و لذتبخشی است (4) هر آن کس خورَد مثل یک گاومیش کند گور خود را به دندان خویش (5) پس از صرف کبابی و شرابی یهو نازل شود صورتحسابی (6) زبان ها لال...
-
این شعله که بر بام خود انداخته ایم
دوشنبه 1 دی 1404 11:22
این شعله که بر بام خود انداخته ایم سجیل و شهابی است که خود ساخته ایم زیبایی صلح را پس از آن همه جنگ ای وای به ما، هنوز نشناخته ایم
-
صدای سخن عشق
یکشنبه 30 آذر 1404 14:04
سکوت شاعر تنهای شهر ما تا چند؟ خودی نشان بده در جمع دلبران لوند نصیحتی کنمت، بشنو و بهانه مگیر به ریش عاشق شکاک شرمناک بخند چو بشنوی سخن اهل دل، مگو که خطاست ز ما اهالی دل یاد گیر یک ترفند حدیث عشق بیان کن به یک زبان نوین به قبض و بسط دل عاشقت امید ببند بر این رواق زبرجد نوشته اند به زر زبور عشق نوازید با صدای بلند...
-
هفت تک بیت طنز 10
شنبه 29 آذر 1404 12:20
(1) هر عیالی هرچه هم خوب و قشنگ و دلبر است مردن او بهترین خوش شانسی یک شوهر است (2) هم تو آقایی و هم من آقا ظرف ها را که بشوید حالا؟ (3) اگر دیدی جواب حرف چوبی است دهانت را ببندی کار خوبی است (4) مرد بیچاره اگر یک زن زیبا دارد جنگ و دعوای بدی با همه دنیا دارد (5) هیچ وقت آینه ای در جایی به زنی گفته که نازیبایی؟ (6)...
-
هر جا که اراده و شکیبایی هست
جمعه 28 آذر 1404 13:11
هر جا که اراده و شکیبایی هست یک زندگی شاد و تماشایی هست در طالع هر مرد و زن اهل عمل اقبال بلند و بخت رؤیایی هست
-
حشره
پنجشنبه 27 آذر 1404 13:25
عاشق شمع که می شه حشره باید اون قدر به دورش بپره تا دم حجلۀ رؤیایی عشق آتشین کام بشه بالأخره تن جزغالۀ این شیرین عقل عبرتی تلخ برای بشره هرکه با دلبرکی آتیشی عاشقیت کنه از بیخ خره
-
هفت تک بیت طنز 9
چهارشنبه 26 آذر 1404 12:40
(1) دزد وقتی پای او بشکسته است می شود مردی شریف و پاکدست (2) خیرت نمی رسد اگر اصلاً به هیچ کس یک کپه از کثافت و تاپاله ای و بس (3) بخت و اقبال نیک تا بوده یار مردان بی حیا بوده (4) خواستی شب ها سر آسوده بگذاری زمین آنچه می دانی ندان و آنچه می بینی نبین (5) یک خر درون جامۀ زربفت هم خر است خر در لباس آدمیان جانورتر است...
-
روسپیان ابدی
سهشنبه 25 آذر 1404 13:11
خواننده چرا به شعر دل می بازد؟ چون شاعر خوب دلبری می سازد یک شعر قشنگ دختر روسپی ای است مست است و به عشاق خودش می نازد شاعر ز چه رو به شعر خود می نازد؟ زیرا که خودش نخست دل می بازد یک شاعر خوب مثل تندیسگری است کو روسپیان ابدی می سازد
-
آنان که سه چلچراغ شام سیه اند
سهشنبه 25 آذر 1404 13:11
آنان که سه چلچراغ شام سیه اند لپ های تو و ماه شب چارده اند شب ها که تو روی بالکن می آیی در بین ستاره ها تو گویی سه مه اند
-
ترجمۀ هفت ضرب المثل طنز خارجی در قالب قطعه 3
دوشنبه 24 آذر 1404 11:37
(1) عقل زن در نوع خاصی از امور از عقول مردها کامل تر است زن جماعت در زمان شیطنت از تمام مردها عاقل تر است (2) هر کسی که به حسن های خودش هی بیندیشد و بُود خرسند دیگران را مدام وا دارد به عیوبش فقط بیندیشند (3) چو مردی بخواهد که بی دنگ و فنگ دل دختری را به دست آورد در آغاز باید بدون درنگ دل مادر دخترک را برد (4) او که...
-
تا لحظۀ بینا شدنم رنگ نبود
یکشنبه 23 آذر 1404 14:20
تا لحظۀ بینا شدنم رنگ نبود تا دل شنوا نبود آهنگ نبود شیدا شدم و دو بال پیدا کردم تا لحظۀ پر زدن قفس تنگ نبود
-
دم
شنبه 22 آذر 1404 14:39
جمع دم من با دم تو راز بقاست اکسیر حیات ابدی در دم ماست معنای درست دم غنیمت دانی همدم شدن دم به دم آدم هاست آن دم که دمی با دم یار آمیزد در هستۀ خفته شور باغ انگیزد تا اورشلیم اگر رود جمع دو دم عیسای نبی ز گور خود برخیزد
-
هفت تک بیت طنز 8
جمعه 21 آذر 1404 16:54
(1) شانس در کار است، آن هم مثل خر هر کسی خرکارتر، خرشانس تر (2) به نفع من تو دروغی بگو که من مفتی برای تو قسمی می خورم که حق گفتی (3) تو بگو دختری هنر دارد تا مخ بچه تاب بردارد (4) گنده بودن اگر دلیل بُود سرور کائنات فیل بُود (5) طلا وقتی به طنازی درآید دمار از روزگار دل برآید (6) به هرقدر پول تو افزون تر است دل...
-
توی دل من گمان کنم جنگ شده
پنجشنبه 20 آذر 1404 12:33
توی دل من گمان کنم جنگ شده آوای تپیدنش بدآهنگ شده من مانده ام این باز چه مرگش شده است شاید دل من برای تو تنگ شده
-
نوزاد
چهارشنبه 19 آذر 1404 13:50
نوزاد یقین داشت زمین غرق بدی است قانون جهان منطق مشتی ـ لگدی است با مشت گره کرده به دنیا آمد دانست جهان جبهۀ جنگی ابدی است دانست که جاودانگی ممکن نیست با حسرت و بی امید می باید زیست دریافت چقدر ناتوان و تنهاست فهمید و دلش گرفت و بر خویش گریست
-
ترجمۀ هفت ضرب المثل طنز خارجی در قالب قطعه 2
سهشنبه 18 آذر 1404 16:41
(1) گرچه دوشیزگان نمی خواهند هیچ چیزی به غیر شوهر را تا که شوهر کنند می خواهند همۀ چیزهای دیگر را (2) مادر من، به من بگو که چه چیز معنی ازدواج مرد و زن است؟ دخترم، ازدواج نخ ریسی بچه زاییدن و گریستن است (3) دود و آن سقفی که چکه می کند همچنین یک همسر اخموی گند این سه تا آن چیزها هستند که مرد را از خانه بیرون می کنند...
-
منطق شرم سست و بی پایه ست
دوشنبه 17 آذر 1404 14:57
منطق شرم سست و بی پایه ست مرد کمرو همیشه کم مایه ست پانزده پلۀ طلایی بخت هفت من رو و هشت من خایه ست
-
راه
یکشنبه 16 آذر 1404 13:26
هر مرد که دل به سحر این راه سپرد رفت و نرسید و لای مه گم شد و مرد هر جا که مسافری است، راهی هم هست راهی که تو را به مقصدی خواهد برد پیش از تو چه بسیار به راهی رفتند با نقشۀ گنگ و اشتباهی رفتند رفتند که لای مه فقط گم بشوند رفتند، ولی به سوی چاهی رفتند بی توشه و بی همسفر و بی همدرد باید بروی چو لاک پشتی ولگرد کافی است...
-
هفت تک بیت طنز 7
شنبه 15 آذر 1404 15:58
(1) ساده لوحی سر پیری بتر است بدترین گونۀ خر پیر خر است (2) تو فقط عرضۀ قدقد داری تخم می میری اگر بگذاری (3) تو به یک زن بگو هنرمندی سر او گیج می رود چندی (4) هرکه پندارد که عقل مطلق است احمق اندر احمق اندر احمق است (5) آنچه یک زن اراده می کندش در عمل هم پیاده می کندش (6) هرچه آدم بیش تر خر می شود شانس او انگار بهتر...
-
زن آینده تو قبلاً یه سفر
جمعه 14 آذر 1404 13:05
زن آینده تو قبلاً یه سفر سانفرانسیسکوی شاهانه ببر روش شیره خریدن اینه: اول انگشت بزن، بعد بخر
-
با منطق عشق
پنجشنبه 13 آذر 1404 14:29
ماهی شد و تا بام فلک بالا رفت راهی شد و تا ساحل یک رؤیا رفت شوریده ای آمد و دلارامی شد دوشیزه ای آمد و زنی زایا رفت با منطق عشق گاه باید خل شد در پنجۀ عشق گاه باید شل شد هر چشمه که دل به راه زد دریایی است هر غنچه ای از پرده درآمد گل شد
-
ترجمۀ هفت ضرب المثل طنز خارجی در قالب قطعه 1
چهارشنبه 12 آذر 1404 16:38
(1) از زغن یک پر بخواه، آن وقت او در جوابت زود می گوید: چه بد! من فقط آن قدر پر دارم که در موقع پرواز لازم می شود (2) مردها را عقیده بسیار است لیک زن ها فقط دو تا دارند: هرچه را هست و نیست می خواهند و ز کار و تلاش بیزارند (3) مرد را عیب های بسیاری است لیک تنها دو عیب دارد زن : حرف خوبی نمی زند هرگز کار خوبی نمی کند...
-
وقتی که روح خود را رسماً دریده باشی
سهشنبه 11 آذر 1404 12:42
وقتی که روح خود را رسماً دریده باشی تا با هزار زحمت شعر آفریده باشی وقتی به پای هر حرف مویی سفید کردی وقتی به نرخ خونت بیتی خریده باشی سانسور که می کنندش دانی چه درد دارد؟ انگار روی یک میخ با کون پریده باشی