-
دماغو
دوشنبه 29 دی 1404 15:17
علی الظاهر اگرچه شیخ هالوست ولیکن زیر او ناکس تر از روست الاغی خوش خیال و ساده لوح است کسی که فکر کرده شیخ یابوست گل لپ هایش از خون من و توست که خون مفت خوردن کار زالوست چرا استاد استبراست ملا؟ برای این که یک موجود شاشوست خودش مثل خر نر می کند، لیک نهیق نهی منکر عادت اوست دماغ دیگران را پاک کردن همیشه عشق افراد دماغوست
-
شعر هفتاد پند
دوشنبه 29 دی 1404 13:15
هزل خوار مدارید و هزالان را به چشم حقارت منگرید. عبید زاکانی ـ رسالۀ صد پند شعر هفتاد پند دختری دلبر و بلا بکنید پسری تکپر و اوا بکنید چیز زنگارخورده تان عشق است کم به این طفلکی جفا بکنید مثل کبریتِ بی خطر شده است تن لش ها، از او حیا بکنید هوس جنگ تن به تن دارید؟ بیرق عشق را هوا بکنید عقل یک مرد توی شرت وی است عقل خود...
-
بعد از آنی که بلا نازل شود
دوشنبه 29 دی 1404 12:59
بعد از آنی که بلا نازل شود هر خلی فرزانه ای کامل شود دختری که ساده لوح و احمق است جر که خورد، از بیخ و بن عاقل شود
-
دل با دو انارت به فضا خواهد رفت
دوشنبه 29 دی 1404 12:55
دل با دو انارت به فضا خواهد رفت تا آن طرف عرش خدا خواهد رفت از دامن زن مرد به معراج رود از سوتینش ببین کجا خواهد رفت
-
خیلی سه شده وضع دو ساق تو یکی
دوشنبه 29 دی 1404 12:53
خیلی سه شده وضع دو ساق تو یکی ساپورت به پا می کنی و می پلکی با این عمل انگار به هرچی شیخ است بیلاخ نشان دادی و گفتی که زکی
-
گاو
دوشنبه 29 دی 1404 12:50
او که در کار بزک دوزک دین می کوشد پرده ای بر سر صد عیب نهان می پوشد کارش البته بدون هدفی والا نیست گاو را با متد تازه تری می دوشد خار با طعم گل سرخ، که با خوردن آن جای شیر از بدنت خامه عسل می جوشد شیخ زالوی مهیبی است که تا هستی و هست شیرۀ جان پریشان تو را می نوشد
-
ترجمۀ منظوم 30 ضرب المثل طنز اسپانیولی
دوشنبه 29 دی 1404 11:53
گفت ماهیتابه کتری را که آه دور شو از پیش من ای کون سیاه خشک و تر، شخم بزن تا که نگردی مجبور کون همسایۀ خود را تو ببوسی با زور عشق پسری جوان و کم سال آبی است که هست توی غربال عشق جگرسوز جنون آوری من به تو دارم، تو به آن دیگری هر کسی با زدن ریش خرفت شیوۀ ریش زدن یاد گرفت بعد از آنی که دگر دخترمان شوهر کرد تازه یک عالمه...
-
شمع و خل و پروانه
دوشنبه 29 دی 1404 10:28
هرکه زن عاقل و فرزانه ای است داغ که باشد خل و دیوانه ای است یک زن عاقل دوبرابر خل است کلۀ او خانۀ ویرانه ای است هر زن سفتی دوبرابر شل است هر نۀ او آری مستانه ای است ظاهرش آرام و متین است، لیک در سر او نقشۀ رندانه ای است موقع عاشق کشی و دلبری مغز زنان وه که چه رایانه ای است گارد گرفته، ولی از جان و دل منتظر حملۀ جانانه...
-
چنین کنند بزرگان
یکشنبه 28 دی 1404 23:23
بنا به قول بزرگان بکن بکن هنر است ملات کاخ تمدن همین نم کمر است بنا به گفتۀ سقراط من نمی دانم سروش معبد دلفی چگونه باخبر است که در کنار پسرهای خوشگل آتن چو بحث بر سر عشق است، شرت بنده تر است بنا به قول ارسطو تراژدی یعنی کسی که پیر شده ست و هنوز یک پسر است عقیدۀ دیوژن جالب است، می گوید: خمار حالت داگی است هرکه سگ حشر...
-
ابر و باد
یکشنبه 28 دی 1404 23:18
در این زمانۀ پر های و هوی بی بنیاد بگو به تخمم و چون ابر و باد باش آزاد و بعد با دلی آرام و جانی آسوده به ریش مردم این کشور خراب آباد تمام هستی خود را بشاش همچون ابر تمام هیکل خود را بگوز همچون باد
-
ساپورت
یکشنبه 28 دی 1404 20:11
او که طراح مد ملت ماست تیپ یک زاغ به چشمش زیباست روح او تیره ترین تاریکی است و خودش هیزترین بوتیکی است گفته ساپورت مضر است به پوست هرکه پوشیده تنش رنگ لبوست بس که چرک است و شپش هم دارد هرکه پوشیده تنش می خارد این نه شلوار که تنبان باشد این ردای خود شیطان باشد گفته هر کس که بپوشد ساپورت بپراند ز سر مردم چرت روح او غرق...
-
چون مام وطن ماچه سگی هرجایی است
یکشنبه 28 دی 1404 20:08
چون مام وطن ماچه سگی هرجایی است عمری است که کار او پدرسگ زایی است چون سرور ما نوکر یک پوتین است پس نوکر ما سرور یک دمپایی است
-
ماده تاریخ پیشاپیش
یکشنبه 28 دی 1404 19:05
یک عمر رید در وطن و گه زیاد خورد افسار خویش را به کف روس ها سپرد چون دوستی نداشت که یادی از او کند زد در بیان واژۀ دشمن فقط رکورد دشمن که بود؟ فارس، عرب، ارمنی و لر ترک و بلوچ و ترکمن و تنگسیر و کرد گفتم برای ماده تاریخ مرگ او: از دست دشمنان خودش سکته کرد و مرد نشمرده ام که جمع حروفم چه می شود او سال های سوخته مان را...
-
هی داد زدیم مرگ بر آمریکا
یکشنبه 28 دی 1404 17:37
هی داد زدیم مرگ بر آمریکا آه دل ما گرفت در آمریکا دیشب خبر بیست و سی را دیدی؟ ویران شده است سر به سر آمریکا
-
ترجمۀ منظوم 20 ضرب المثل طنز هلندی
یکشنبه 28 دی 1404 17:35
هر زمان بوزینه بالا می رود کون لخت او هویدا می شود کیف خر وقتی که کوک کوک شد روی یخ می رقصد آن خر خودبه خود او که کون خویش را سوزانده است روی تاول هاش می باید نشست کسی که منتظر مرگ دیگری بنشست چه انتظار درازی در انتظار وی است مرد راهب موعظه بر ضد دزدی می نمود لیک در پستوی خود یک غاز پنهان کرده بود هر زمان حال و روز...
-
برگی از دفتر دانایی ما
یکشنبه 28 دی 1404 17:16
نام انگولک خویش استنجاست لقب جلق حلال استبراست حیف اسپرم که از شانس بدش نطفۀ طفلکی یک ملاست جیب آخوند حدیثی است دراز که سر دیگر آن غار حراست جیب او پرشدنی نیست که نیست شیخ بیل گیتس شود باز گداست کون آخوند هلالی شیعی است عشوۀ سجدۀ او واویلاست حاجی گمشده در صحرا را جهت باسن او قبله نماست چیز آخوند أنا العماری است که فقط...
-
یافتم
یکشنبه 28 دی 1404 14:41
بنده بدون حرفی اضافی دارم برایت یک اعترافی یک شب که سرمست لم داده بودم زیر پتویی، روی لحافی الحمدلله، بعد از چهل سال من نیز دیدم پستان و نافی من کشف کردم چیز شگفتی الله اکبر، چه اکتشافی فهمیدم آن شب در غایت بهت زن جای دودول دارد شکافی کافر مبیناد چیزی که دیدم در فیلم های پورنوگرافی
-
برای دختران پیرو عقل
یکشنبه 28 دی 1404 14:36
برای دختران پیرو عقل زناشویی فقط موضوع پول است برای دختران بردۀ دل از اول تا به آخر بحث دول است
-
عاشقی کردن شبیه پوشک است
یکشنبه 28 دی 1404 14:29
عاشقی کردن شبیه پوشک است هر زمان جیبت ز بیخ و بن تهی است اولش پاک و لطیف است و سپید لحظه ای دیگر ز بیخ و بن گهی است
-
کس شعر
یکشنبه 28 دی 1404 12:39
گرچه در سکس سرایی کردن هیچ کس نیست حریف بنده لیک در عالم واقع، دردا که در این شرت کثیف بنده نیست چیزی که به دردی نخورد به جز این عضو شریف بنده پهلوان پنبۀ روی تشک است عضو بی حال و ضعیف بنده عضو خوش خواب و سیاه و دمغ و شل و باریک و نحیف بنده تف به این قافیه، ریدم به ردیف حیف از این شعر لطیف بنده که چنین مسخره گیر...
-
از سه مکان: از جلوی گاو نر
یکشنبه 28 دی 1404 12:31
از سه مکان: از جلوی گاو نر از طرف پشت سر نره خر وز همۀ دوروبر یک فقیه الحذر و الحذر و الحذر
-
زبان بازی و با اشعار سبک سکه ـ ساندیسی
یکشنبه 28 دی 1404 12:24
زبان بازی و با اشعار سبک سکه ـ ساندیسی چه عالی می توانی مدح های خیس بنویسی زبانت کارکردی ویژه دارد، آورین شاعر بلیس آن جای آقا را که داری خوب می لیسی
-
ترجمۀ منظوم 40 ضرب المثل طنز لاتین
یکشنبه 28 دی 1404 11:11
وه، چه غوغایی کند یک پیرزن چون به رقص آید میان انجمن گاه حتی یک ببوی کس مشنگ حرف هایی می زند خوب و قشنگ گر سگی را عصبی کرده و می آزاری به که پا روی دم پیرزنی بگذاری خری خوشگل است از نگاه خری و خوکی هم از چشم آن دیگری هیچ کس بیش از زنی از انتقام شادمان هرگز نگشت و شادکام هرچه یک رذل بر زبان آورد رذل دیگر قبول خواهد کرد...
-
برگ افتادۀ باغ تاریخ
یکشنبه 28 دی 1404 09:35
من هم از نسل جلقی شصتم که به تاریخ شیعه پیوستم ای فلانِ فلان فلان شده ام آخر از تو چه طرف بربستم؟ نکند دستگیرۀ کونی؟ تو بگو، من مطیع دربستم کرم از کون بی حیای من است که سوسیسی نموده سگ مستم بادی از آن طرف نمی آید به خدا بنده کوی بن بستم تا تو آتش به اختیار شدی بنده بی اختیار برجستم تا تو بدخواب و بی قرار شدی لحظه ای...
-
کنش وقتی که باشد واکنش هست
شنبه 27 دی 1404 23:32
کنش وقتی که باشد واکنش هست به هر جایی پلو باشد خورش هست خبرهایی اگر زیر لحاف است صدای آخ و اوخ و خشّ و خش هست به سوی کشمکش با نازنینی چو شل شد بند تنبانش، کشش هست به هر جا خواهر ناز و ملوسی است کنارش یک فقیه چیزکش هست به هر جا بوی خون و گند و گه بود نشان از شیخ های ددمنش هست به هر جا شاعری آزاده دیدی بدان در جیب او...
-
از باغ بلوغ هرکه گل می چیند
شنبه 27 دی 1404 23:21
از باغ بلوغ هرکه گل می چیند آن روی سگ نکیر را می بیند جوری به جنازه لطف دارد که طرف تا روز جزا در کفنش می ریند
-
تو می تونی شبو پیشم بمونی
شنبه 27 دی 1404 22:30
تو می تونی شبو پیشم بمونی که از هر حمله ای این جا مصونی تو جای خواهرم هستی عزیزم به چشم خواهری، ای ول چه کونی!
-
با دلبرکی مطیع باید آن کرد
شنبه 27 دی 1404 22:27
با دلبرکی مطیع باید آن کرد تا درد وصال را بر او آسان کرد با دلبرکی چموش باید چه کنیم؟ کاری که جناب شیخ با ایران کرد
-
تو چه دانی که کدامین دلبر
شنبه 27 دی 1404 22:19
تو چه دانی که کدامین دلبر عاقبت قلب تو را برباید عشق چیزی است شبیه یک گوز زورکی نیست، خودش می آید
-
او که در جانش حسد اندوخته
شنبه 27 دی 1404 21:00
او که در جانش حسد اندوخته آتشی در زیر خویش افروخته هر حسودی دشمن خویش است و بس او فقط کون خودش را سوخته