-
نوبت عاشقی است یک چندی
پنجشنبه 9 بهمن 1404 12:14
عاشقا، باز انتخابات است وه، چه آزادی هدفمندی گشت ارشاد ناپید شده نوبت عاشقی است یک چندی در خیابان و کوچه ها بخرام دست در دست داف دلبندی تو گمان می کنی که با این کار این تویی که به شیخ می خندی؟ دلخوشی که به بوسه ای کوچک پوزه بندی به شیخ می بندی؟ یا به یک روسری عقب بردن مویی از ریش توپی اش کندی؟ شیخ اما به گور باباتان...
-
مثل همۀ دخترکان میهن
پنجشنبه 9 بهمن 1404 12:11
مثل همۀ دخترکان میهن این دلبر باحال، ولی بی مخ من افسوس که تنها دو هنر دارد و بس آدامس جویدن و زر مفت زدن
-
بزک بمیر
پنجشنبه 9 بهمن 1404 12:10
آنگاه که جام شوکرانش را خورد با یک دل آرام مرخص شد و مرد من، بچۀ هشت ساله، غافل بودم با خویش بهار را به دوزخ می برد با پند بزک نمیر خامم کردند با وسوسۀ علف لگامم کردند هر بار که شیهه ای کشیدم از خشم با بوسۀ تازیانه رامم کردند آن درس که انقلابتان آموزاند دیدی چه قشنگ مغز ما را گوزاند؟ رفتن به سراب داغ جن های حجاز سودای...
-
دانش شیخ همان جهل وی است
پنجشنبه 9 بهمن 1404 12:09
دانش شیخ همان جهل وی است شاهد آن سخن واهی اوست هرچه از حق و حقیقت گوید آیۀ روشن گمراهی اوست وای از آن کس که خداخواهی او پرده ای بر سر خودخواهی اوست
-
با لبانی تشنه تر
پنجشنبه 9 بهمن 1404 12:07
با لبانی تشنه تر آبی بنوش آب انگاری خنک تر می شود با نگاهی آرزومندانه تر هر نگاری دلبرک تر می شود با دل آزاد یک کودک بخند طعم جوک ها بانمک تر می شود با کلک های قشنگ و ساده ای زندگی دلخوشکنک تر می شود
-
در مکتب دلبری دو سبک از هنر است
پنجشنبه 9 بهمن 1404 12:06
در مکتب دلبری دو سبک از هنر است هر سبک به یک جنس بشر کارگر است راه دل مرد از شکمش می گذرد راه دل زن ولی کمی زیرتر است
-
آفتابگردان ها
پنجشنبه 9 بهمن 1404 12:05
همۀ آفتابگردان ها عاشق روی ماه خورشیدند از همان لحظۀ شکفتنشان در رخ آفتاب خندیدند خیره در چشم های روشن یار هر طرف یار گشت گردیدند به هر آن کس که جان گلچین داشت گلی از باغ عشق بخشیدند اولین درس عشق ورزیدن که فقط خوش سلیقه ها چیدند : آن کسانی که غیر چهرۀ یار در جهان چیز دیگری دیدند ادعا کرده اند و حال آن که معنی عشق را...
-
ترجمۀ منظوم 20 ضرب المثل طنز انگلیسی 8
پنجشنبه 9 بهمن 1404 12:04
غروری چون غرور آن گدایی که ثروتمند گشته نیست جایی دوزخ نه چنان خشم و جنونی دارد کز یک زن تحقیرشده می بارد خره و خرسواره هیچ زمون مثل هم نیست فکر تو سرشون جبر کاری کند که شهبانو نخ بریسد چو لخت ماند او صاعقه سهم مردکی می شه که به هر ابری او سرک بکشه شیپور زدن در جنگ یک چیز اگر باشد جنگیدن یک آدم یک چیز دگر باشد بسیار...
-
فلسطینی اگر بودیم، آقا
پنجشنبه 9 بهمن 1404 11:06
فلسطینی اگر بودیم، آقا یقیناً دوست تر می داشت ما را تو گویی پول نفت ما حلال است برای هر کسی، غیر از خود ما
-
فقط سی سانت اول دردناک است
پنجشنبه 9 بهمن 1404 11:05
فقط سی سانت اول دردناک است از آن پس دلپذیر و خوش خوراک است بهاری خواهد آمد سبز و شیرین بز بیچاره اما زیر خاک است
-
این کوزه چو من عاشق زاری بوده ست
پنجشنبه 9 بهمن 1404 10:05
این کوزه چو من عاشق زاری بوده ست هر روز به دنبال شکاری بوده ست این دسته که دور کمرش می بینی یک اسلحۀ فاجعه باری بوده ست
-
میهن ما خرابه ای شد و شیخ
پنجشنبه 9 بهمن 1404 10:04
میهن ما خرابه ای شد و شیخ همچنان در غم خرابۀ شام کار بیهوده: حفظ یوزپلنگ اوجب الواجبات: حفظ نظام
-
دختر خوشگلِ بی روبنده
چهارشنبه 8 بهمن 1404 23:32
هرکجا عشق کنه خربنده تو همون جا خره رو می بنده خره ماییم و طرف هم آقاس اون که گور همه مونو کنده هست افسار همه هموطنان توی دست شل این راننده نظرش از نظر ما دوره بالأخص از نظرات بنده نظر ما به مثل شاش خره نظر اونه که ارزشمنده جسمش اوراقیه، اما عقلش داخل کارتنشه، آکبنده ما که بزغالۀ گوساله شدیم اونه که فاضل و دانشمنده...
-
سفت وقتی شد فلانت مثل چوب
چهارشنبه 8 بهمن 1404 23:30
سفت وقتی شد فلانت مثل چوب داغ وقتی شد نگارت خوبِ خوب از چلنگرها بیاموز این حدیث: تا که آهن تفته است آن را بکوب
-
شانس من مثل یک الاغ نر است
چهارشنبه 8 بهمن 1404 23:29
شانس من مثل یک الاغ نر است که به چیزم همیشه چیز نمود دست در شرت هر زنی بکنم احتمالاً دوجنسه خواهد بود
-
ترجمۀ منظوم 20 ضرب المثل طنز انگلیسی 7
چهارشنبه 8 بهمن 1404 23:28
نه خوک ها و نه زن ها، نه نیز زنبوران نمی شود که به سویی دگر برانی شان خمره های زن جماعت هرکجاست مایۀ جنگ و نزاع مردهاست آن الاغی که طلا بار وی است از همه پیش زدن کار وی است بر خنگ امید بیش تری می توان که بست تا آن کسی که از نظر خویش عاقل است صنعتگر بد به جای کسب و کارش سرگرم شود به جنگ با ابزارش در وجود او به جز یک...
-
ناز شستش
سهشنبه 7 بهمن 1404 12:08
فرشید و مجید و مصطفی را کرده جمشید و امید و مرتضی را کرده عباس و ابوالفضل و حسین و حسن و سجاد و جواد و مجتبی را کرده پروین و پریسا و پری را کرده سیمین و سهیلا و زری را کرده تا هفت هزار متری مسجدمان هر دختری و هر پسری را کرده فرزانه و زیبا و عسل را کرده پروانه و رؤیا و غزل را کرده ملای محل دو روز پیش آمده است من در...
-
از خندۀ گل قشنگ تر چیزی نیست
سهشنبه 7 بهمن 1404 12:02
از خندۀ گل قشنگ تر چیزی نیست کوتاهی عمر خویش را زیبا زیست هرچند که هستی اش به بادی بند است روی لب او خندۀ نامیرایی است
-
مومیایی
سهشنبه 7 بهمن 1404 11:58
سینه هایت هرزه لایی می کنند چون عروسان خودنمایی می کنند با پروبالی که با هم می زنند عقده هایم را هوایی می کنند در نیازی خشمگین و آزمند شهوت من را گدایی می کنند دست هایت قفل چون قلاده ای بر گلوگاهم خدایی می کنند چشم هایت خیره در چشمان من بی صدا رقصی دوتایی می کنند بوسه هایم در نبردی هولناک با لبت زورآزمایی می کنند دست...
-
کردیم من و برادر عماری
سهشنبه 7 بهمن 1404 11:56
کردیم من و برادر عماری دربارۀ روح صحبت پرباری پرسید که تی شرت چرا پوشیدی گفتم تو به روح اعتقادی داری؟
-
از شعری اگر مست شوی، شیدایی
سهشنبه 7 بهمن 1404 11:55
از شعری اگر مست شوی، شیدایی در شعری اگر غرق شوی، دریایی سنگ محک یک دل زیبا شعر است با شعری اگر گریه کنی، زیبایی
-
انقلاب آن زمان که کودک بود
سهشنبه 7 بهمن 1404 11:21
انقلاب آن زمان که کودک بود پدرم انقلاب را کرده انقلاب این زمان بزرگ شده در عوض توی بنده جا کرده
-
چیز من عمامه ای بر سر نهاد
سهشنبه 7 بهمن 1404 11:19
چیز من عمامه ای بر سر نهاد تا که شاید بخت او هم وا شود احتیاطاً ریش و پشمی هم گذاشت تا دقیقاً شکل حاج آقا شود
-
بزه
سهشنبه 7 بهمن 1404 11:17
بزه نر بود. نر بودنش چندان اشکالی نداشت، چون خیلی از بزهای دیگر هم نر هستند. اشکال کار این جا بود که بزه زیادی نر بود. بزه شب به دنیا آمد؛ توی طویله. صبح که عمه رفته بود به طویله سر بزند دیده بود که یک بزغالۀ سیاه و خوشگل کنار مادرش ایستاده. اولین کاری که عمه کرد این بود که او را بغل کرد، ناز کرد و لای پاهایش را نگاه...
-
ترجمۀ منظوم 20 ضرب المثل طنز انگلیسی 6
سهشنبه 7 بهمن 1404 11:14
زن هرچه نظر در آینه بیش کند کم تر نظری به خانۀ خویش کند غیر یک عیب نیست در یک زن (: این که حسنی ندارد او ابداً) هرکجا صاحب آقا خره عشقش بکشه باید اون جا سر افسار خره بسته بشه زن و گیلاس به آرایش و رنگ آمیزی بر سر خویش بیارند بلایی – چیزی تا چانه اگر داخل آب است آقا جداً به شنا نیاز دارد حالا تا نشد دردسر مزاحم تو هیچ...
-
مرحبا آن که وحشی و سرمست
یکشنبه 5 بهمن 1404 14:17
مرحبا آن که وحشی و سرمست قفل صندوق عشق را بشکست شرت خونین داف دوشیزه بهترین یادگاری عشق است
-
خره
یکشنبه 5 بهمن 1404 14:15
خر اگه بار طلا هم ببره اگه تا عرش خدا هم بپره اگه عمامه بذاره به سرش اگه نعلین و عبا هم بخره روضه خونی بشه و رو منبر حلق و کونش رو یه جا هم بدره زحماتش همه از دم هدره چون خر طفلک ما باز خره
-
تنها امید
یکشنبه 5 بهمن 1404 14:13
یک روز سرد بهمن پنجاه و هفت بود روزی که آخرین گل این باغ هم فسرد روزی که آخرین غزل عاشقانه سوخت روزی که آخرین پری رودخانه مرد تعبیر خواب خونی فرعون روزگار همنوع خوار بودن گاوان لاغر است دستت که تنگ شد، دل تو سنگ می شود در شوره زار خندۀ گل نامیسر است اما شهاب ها همه بارانی اند تا از کهکشان برای تو پیغامی آورند ماه شب...
-
به هوای دو دقیقه کردن
یکشنبه 5 بهمن 1404 14:12
به هوای دو دقیقه کردن ناز دلدار کشیدم شش ماه حاصل این همه زحمت چی بود؟ چند تا تقه و بعدش یک آه
-
زیر تنم انگار که فندک زده است
یکشنبه 5 بهمن 1404 14:11
زیر تنم انگار که فندک زده است توی دلم انگار که چنگک زده است هر وقت که با ناز نگاهم کرده هر وقت که خندیده و چشمک زده است